Skip to main content
فهرست مقالات

گیوه قارداش بالا

نویسنده:

(3 صفحه - از 9 تا 11)

خلاصه ماشینی:

"طرز رسیدن به محل هم جالب بود قارداش بالا ارخلق گل منگلی را میپوشید شال کلفتی می‌بست خنجر آبداری در شال میکرد چماق کلفتی در دست‌ میگرفت آنگاه مقابل آئینه سبیلش را واکس میزد و شق‌ورق میکرد سپس چند فراش بیمار را همراه می‌انداخت و بمحل دزدزده میرفت از دزدزده میپرسید کی‌ دزد مده و از کجا آمده است طبیعی است دزدزدهء مظلوم نمیدانست دزد کی آمده و از کجا آمده زیرا اگر میدانست که نمیگذاشت دزد کیسه‌اش را ببرد بعد قارداش بالا فراشها را بتفحص می‌گماشت پشت‌با-پستوی خانه-پنجره‌های باز و بسته-سوراخ‌ راه آب و نردبان خانه همه و همه را زیر دست و پای فراشان می‌انداخت آنوقت خود قادراش بالا یک چاقو یا بک امبردست یا یک آچارپیچ گوشتی یا یک چیز دیگری‌ که ابدا ربطی بماجرا نداشت پیدا میکرد و میگفت برگه را پیدا کردم و میرفت‌ البته این برگه‌ها هیچگاه موجب نشد که دزدی پیدا بشود ولی طبعا آب و نانی‌ برای قارداش داشت یکبار خانه زکی خان تاجر را زدند هست و نیستش را بردند زکی خان توی سرش میزد و یقه‌اش را میدراند و عزا گرفته بود که قارداش بالا با دم و دستگاه و یساول و فراش سررسید."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.