Skip to main content
فهرست مقالات

دولت اشک

شاعر:

(1 صفحه - از 33 تا 33)

خلاصه ماشینی:

"* alfred de musset بهترین ثروتی که مانده مرا گوهر اشک گاهگاه من است‌ در فرازونشیب عمر هنوز اشگ من همدم و پناه من است *** اشک نبود مگر عصارهء دل‌ کز ره دیدگان فرو ریزد بارها دیده‌ام که اشکی چند در دل خلق شوری انگیزد *** مادرم چون که دیده برهم بست‌ من دچار غمی عظیم شدم‌ اشک من بود آن که گفت مرا که از آن روز من یتیم شدم *** چون به انصاف بنگرم در خویش‌ یادم آید چه نقصها دارم‌ اشک خجلت به گونه‌ام لغزد سرزنشها به خود روا دارم *** بارها شعر نغز و شورانگیز کرده پراشک دیدگانم را سخنی،بعد قرنهای دراز نور بخشیده است جانم را *** گر جفایی رسد به مظلومی‌ که نیارم رهاندنش از بند دلم از درد بشکند ناگاه‌ چشمم از اشک تر بود یکچند *** اندوه بینوایی مردم‌ بارها کرده است گریانم‌ اشک بتوان فشاند زان که مرا گوهری نیست تا بیفشانم *** چون عزیران شوند از من دور دیده یکچند هست اشک‌آلود آرزویم همیشه این بوده است‌ کاشکی در جهان فراق نبود *** گاه بوده است اشک شوق و امید روشنی‌بخش زندگانی من‌ اشک در دیده حلقه بسته ولیک‌ هر دم افزوده شادمانی من *** در همه عمر،وقت محنتها کس مرا غیر اشک یار نبود دل من خون شدی ز تنهایی‌ اگرم اشک غمگسار نبود (*)بیت اول ترجمهء شعر آلفرد دوموسه شاعر فرانسوی است که در پایان قطعه‌ای بنام‌ اندوه، tristesse سروده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.