Skip to main content
فهرست مقالات

عنقا در اندیشه حافظ

نویسنده:

(8 صفحه - از 157 تا 164)

خلاصه ماشینی:

"چه بهتر که از سعی در گستردن دام تصورات و تصدیقات برای شکار معرفت ذات او منصرف شویم و گرد چنین تصوری نگردیم که سعی به مقصود نرسد و تحصیل بی‌حاصل خواهد بود، چون خواجه خود باز در این مقام تأکید نموده و ساعی را از ورود بدین عرصه ممنوع و متنبه می‌سازد و عرصه سیمرغ را جولانگه هر کسی نمی‌داند که خطر کردن در این عرصه بجز عرض خود بردن نیست می‌گوید: برو این دام بر مرغ دگر نه که عنقا را بلند است آشیانه «حافظ» آن را که بوی عنبر زلف تو آرزوست چون عود گوبر آتش سودا بسوز و ساز «حافظ» چگونه است که حافظ در بیت بعد از شعر مورد بحث ما«عنقا شکار کس نشود... با هیچکس نشانی زان دلستان ندیدم یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد پیش بی‌حد هر چه محدود است لاست کل شیئ غیر وجه الله فناست هر چه اندیشی، پذیرای فناست آنچه در اندیشه ناید آن خداست آن مگو چون در اشارت نایدت دم مزن چون در عبارت نایدت نه اشارت می‌پذیرد نه بیان نه کسی زو علم دارد نه نشان «مولانا» ادراک کنه ذات حق برای غیر او محال است، زیرا که در مرتبه اطلاق و تجرد از اسماء و صفات و تعینات در حجاب عزت محتجب و در ردای کبریائی مختفی است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.