Skip to main content
فهرست مقالات

شرح غزلی از حافظ

نویسنده:

(15 صفحه - از 171 تا 185)

کلید واژه های ماشینی : عشق، حافظ، سوز، درد، دعا، آتش، خدا، نور، آیینه، عارف

خلاصه ماشینی: "اشراق افکند،دل در سوزش جراحت عشق می‌شکفد و انقطاع‌ کامل از اغیار و آکندگی از یار را پیدا می‌کند،از مسامات او عشق می‌تراود،از خود تهی و لبالب از دوست می‌گردد،با غم‌ پر حلاوت عشق آغشته می‌شود و صفا می‌یابد و گریه عشق سر می‌دهد،به‌ استغراق در معشوق نایل می‌آید، چنان پر شد فضای سینه از دوست‌ که فکر خویش گم شد در ضمیرم * سلطان ازل گنج غم عشق بما داد تا روی در این منزله ویرانه نهادیم * صبا بگو که چها بر سرم در این غم عشق‌ زآتش دل سوزان و برق آه رسید (حافظ) عشق آن شعله‌ست کو چون برفروخت‌ هر چه جز معشوق باقی جمله سوخت تیغ لا در قتل غیر حق براند در نگر زان پس که بعد لاچه ماند ماند الا الله باقی جمله رفت‌ شاد باش ای عشق شرکت سوز رفت خود همو بود آخرین و اولین‌ شرک جز از دیدهء احول مبین (مثنوی،ج 5،ص 39) چه خوش است دلی که آتش عشق از آن‌ زبانه زند و یک پارچه درد و سوز گردد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.