Skip to main content
فهرست مقالات

تحقیقی در رباعیات نظامی

نویسنده:

(21 صفحه - از 131 تا 151)

کلید واژه های ماشینی : رباعی، شاعر، معشوق، شعر، گر، عشق، نظامی، رباعی نظامی، عاشق، ناز

خلاصه ماشینی: "18چون نیست امید عمر از شام بچاشتباری همه تخم نیکویی باید کاشتچون عالم را بکس نخواهند گذاشتباری دل دوستان نگه باید داشتاین رباعی و رباعی بعدی یادآور رباعیات منسوب به خیام(526)است که همه بر محور ناپایداری جهان و عمر انسان و سر رسیدن عیش و جوانی دور می‌زند و گوشزد اینکه نباید فریب دوام حال را خورد و آن را مستدام دانستأو هر چند که در این رباعیات نظامی و رباعیات منسوب به خیام هر دو مقدمه یکسانی دارند و شتاب شادیها را در بسر آمدن و سرعت زمان را درگذشتن نشان می‌دهند اما در نتیجه انشائی و امری رباعیات خیامی و نظامی دو دیدگاه متفاوت نهفته است و بر خلاف نظر خیام که:این قافله عمر عجب می‌گذرددر باب دمی که با طرب می‌گذردساقی غم فردای حریفان چه خوریپیش آر پیاله را که شب می‌گذرد!و:با سرو قدی تازه‌تر از خرمن گلاز دست منه جام می و دامن گلزان پیش که ناگه شود از یاد اجلپیراهن عمر ما چو پیراهن گلو نصیحت می‌نماید که بایستی نهایت بهره عاطفی را از شادیهای زودگذر برد و عیش امروز را دریافته و غم و فکر هست و نیست و نحوه وقوع فردا را نداشت و نقد حال را به نسیه فردا نفروخت، نظامی با دیدی بر طبق شریعت سنتی و با اصول آخرت اندیشانه از عاجل بودن دی گشتن بهار زندگی چنین نتیجه می‌گیرد که پس باید تخم نیکویی کاشت تا در روز پسین بر دهد و دل دوستان نگهداشت تا شفاعت آتی آنها، شاید در یوم هراس، گشایش و رهایش آورد و باید انسان با توجه به گذران و ناپایداری امروز فکر مستی جسم و ضعف قوت جان را در فردا داشته باشد:مرکب بده و پیادگی کنسیلی خور و روگشادگی کنبار همه میکش ار توانیبهتر چه ز بارکش رهانیتا چون تو بیفتی از سر کارسفت همه کس ترا کشد بار(لیلی و مجنون، ص 56)باید در حیات هدفتدار انسانی دل در گرو عشقی نهادن و میل به طبیعت لطیف سپردن نه از جهت برخورداری از لذت و شادی تلقی نمود، بلکه عشق به دلداری و غوطه در هیجان نظاره به ماه رخساری مقدمه‌ای بر حسن فردا باشد، پس:19بی‌یار بدن عظیم مشکل کاریبیچاره کسی که او ندارد یاریاین یکدوسه دم را که مجان نتوان یافتگر دل داری مدار بی دلداری!چرا که:کسی کز عشق خالی شد فسرده‌ستگرش صد جان بود بی‌عشق مرده است(خسرو و شیرین، ص 33)و طراوت نشاط زندگی به عاشق بودن است و مهر ورزیدن، و نظاره بر طلعت زیبا رخی و دل در حسن دلداری سپردن را حتی خیال و آرامش خاطر را می‌آورد و آسایش روان و مسرت جان در خلوت و حریم‌ زندگی، هر چند که مدام و بادوام نباشد و متأثر از تلاطمهای روزگار، اساس سعادت و اسباب شوکت در جلوت و اجتماع می‌باشد، و این گرمی عشق است که صخره مشکلات حیات روزمرده را مذاب می‌دارد و خیر آخرت و نیکی عاقبت را در نظاره بر جمیل کاشانه خویش و مشاهده شاهد حریم خانه خود می‌توان جست که:اطلبوا الخیر عند حسان الوجوه!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.