Skip to main content
فهرست مقالات

در خلوت شبهای حافظ

نویسنده:

(16 صفحه - از 131 تا 146)

خلاصه ماشینی:

"به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود که جوش شاهد وساقی و شمع و مشعله بود حدیث عشق که از حرف و صوت مستغنی است به ناله دف و نی در خروش و ولوله بود مباحثی که در آن مجلس جنون می‌رفت ورای مدرسه و قیل و قال مسأله بود ز اخترم نظری سعد در رهست که دوش میان ماه و رخ یار من مقابله بود گاهی که می‌خواهد شمه‌ای از کام و ناکامی شبانه خود را، در آن هنگام که نسیم سحری در گلستان، زلف سنبل را پریشابن و آشفته می‌داشته، بر زبان آرد، در همان آغاز، گفت و شنفت را کوتاه می‌کند و می‌گوید(سخن عشق نه آن است که آید به زبان»، فی الحال تقصیر را به گردن اشک می‌اندازد که پرده‌دری کرده و سوز غم عشق را نهان نداشته و خرد و صبر را به دریا انداخته و دسته گلی به آب داده است. تا مگر همچو صبا باز به کوی تو رسم حاصلم دوش بجز ناله شبگیر نبود آن کشیدم ز تو ای آتش هجران که چو شمع جز فنای خودم از دست تو تدبیر نبود در یک غزل دردآلود، با بیانی جانسوز و جانگداز، احوال خوش شبی را بیان می‌کند که چشم بر رخسار معشوق و لب بر لب جام هلالی داشته و در تاریکی زلف معشوق، دل گمشده خود را جستجو می‌کرده است و در این لحظه شرین وصال که معشوق را با گیسوی پر پیچ و تاب در برداشته، لب بر لب او نهاده و جان و دل خویش را فدا کرده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.