Skip to main content
فهرست مقالات

فیزیک و فلسفه

نویسنده:

(30 صفحه - از 93 تا 122)

کلید واژه های ماشینی : فیزیک، جسم، جوهر، فلسفه، انرژی، شئ، جرم، کیفیات، عرضی، ماده، ذاتی، نفسی، حرکت، فیزیک و فلسفه، فیزیک جدید، وصف میدان امری ذاتی جسم، عالم مثال، معقول ثانی، مفهوم، علم، نظریه، اصل، معقول ثانی فلسفی، فیزیک کلاسیک، کیفیات اولیه شئ، زمان، تعریف، حد، کیفیات اولیه، حرکت جوهری فلسفی جسم

خلاصه ماشینی: "(1) (ورنر هایزنبرگ) ما بعد الطبیعه که«چگونه چنین علمی ممکن است؟» آن است که بمانند علم ریاضی و هندسه و امثال آن که از طریقی عقلی و استدلالی و غیر تجربی و در قالب قضایایی غیر تحلیلی * گزاره‌های مفید معنی و (*)می‌دانیم که کانت ملاک تحلیلی و توتولوژیک بودن قضیه‌ای را اندارج محمول آن در موضوعش ذکر نموده است، که بدین لحاظ نه قضایای ریاضی و هندسی و نه قضایای فلسفی از این سنخ نیستند، با آنکه کانت اولی را معتبر دانسته و دومی را غیر معتبر لهذا آنچه باقی می‌ماند اصل موضوع ادعایی کانت است که از میان علوم، آن علومی معتبر است که موضوع آن در قالب دو مقوله زمان و مکان جای گیرد این امر خود اول کلام و ادعایی بی‌دلیل و نوعی مصادره به مطلوب است چرا که همه بحث در همین است که آیا محدوده شناختهای ما منحصر به حیات است؟یا شامل امور غیر حسی و غیر مادی نیز خواهد بود؟تعویض اصطلاح در اینجا مفید فایده نیست، یعنی ادعای اینکه شناخت‌ها به امور غیر حسی تعلق نمی‌گیرد چون حسی نیستند(چون زمان و مکان دو ویژگی مهم امور حسی‌اند)این‌P} اطلاعات جدید پیرامون موضوع مورد بحث خود دارند(کمیت منفصل یا متصل که با نوعی انتزاع و تجرید ذهنی بدست آمده و حکایت از امتداد یا تعدد دارند)فلسفه نیز به روشی مشابه چنان اطلاعات و گزاره‌هایی را در پیرامون موضوع عام خود(وجود که با نوعی انتزاع ذهنی تحت عنوان معقول ثانی فلسفی بدست آمده و حقانیت و تحقق و وقوع در برابر عدم را دارد)بدست می‌دهد. می‌توان تحلیلی را که تا به حال ارائه شد، در قالب جدولی بدینسان تلخیص نمود: مفهوم حروف اختصاری ژ ج:جوهر/ع:عرض(وصف)/ذ:ذاتی/ضی:عرضی/ف:اضافی/ ن:نفسی/ول:کیفیت اولیه/ثا:کیفیت ثانویه/ک:فیزیک کلاسیک/ نو:فیزیک نوین/-:قابلیت ارجاع با حکایت‌گری *ارائه تعریفی فلسفی از ماده مدخل قبل از پرداختن به بیان استنتاج و تحلیل فلسفی در مورد حقیقت ماده ذکر مقدماتی چند لازم است: اول:بحث ما پیرامون شناخت یکی از جواهر به نام جسم است * و با توجه به اینکه جوهر فی حد نفسه محسوس و ملموس و قابل مشاهده نیست بلکه تنها عوارض و اوصاف آن توسط حواس ما قابل درک می‌باشد(مثل رنگ و ابعاد و وزن آن) طبعا در ناحیه شناخت فلسفی ماهیت آن نیز، پدیدار جسمانی و فیزیکی را نباید جز به عنوان ظهوراتی از آن جوهر دانست."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.