Skip to main content
فهرست مقالات

تلقی عرفا از مرگ

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : مرگ، موت، عارف، نفس، موت ارادی، سالک، عشق، دینی، عرفان، روح

خلاصه ماشینی:

"چون بمیرد و نیست شود آن زشتی او یکی در هزار می‌شود، اینچنین مردن را مرگ گویند (5) اینگونه مردن و خلع روح از جسم که در یک روایت عطار و از زبان نایبی محتضر مجال بیان می‌یابد، با اینکه نمی‌تواند بر دیدگاه یک دهری ظاهر بین دلالت کند، در عین حال نمایانگر پوچ‌انگاری‌های عوام نیز هست: باد پیمودم همه عمرم تمام عاقبت با خاک رفتم و السلام ما همه از بهر مردن زاده‌ایم جان نخواهد ماند و دل بنهاده‌ایم مرگ بنگر تا چه راه مشکل است کاندر این ره گورش اول منزل است گر بود از تلخی مرگت خبر جان شیرینت شود زیر و زبر (6) این طرز تلقی از مرگ آنگونه که در اقوال بزرگان نیز آمده تنها مختص به طبقه فروتر اجتماع نمی‌تواند باشد چه آنچه که کوته‌بینی آنان را توجیه می‌کند، نامأنوس بودن ایشان با منابع اهل مدرسه و در عین حال اشتغال به اموری است که قطعا مانع از گسترش افق دید آنان می‌شود، با این حال گه گاه تقوی و زهد این دسته نیز انقطاع آنان را از غور در مسأله مرگ و چگونگی آن سبب نمی‌شود و در میان ایشان صافی دلانی یافت می‌شوند که حقایق عرفانی را بیش از اهل فن و به ایمان دریافته‌اند، چه طرز نگرش و نحوه برداشت از امور ماورای طبیعی نه تنها با تعالیم مدرسه و قیل و قال آن چندان میانه‌ای ندارد بلکه این گونه موضوعات پیش از آنکه در حیطه علم عالمان در گنجد، امری فطری و قلبی است، مرگ نیز از آنجا که به امور فراحسی مربوط می‌شود، در چهار چوبه درک عالمان مقید به علوم مدرسه جای نمی‌گیرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.