Skip to main content
فهرست مقالات

تعبیرات فلسفی در شعر انوری

نویسنده:

(11 صفحه - از 131 تا 141)

خلاصه ماشینی:

"در این قطعه، انوری تعدادی از اصطلاحات فلسفی را به کار برده است تا قدرت خود را در این دانش اثبات کند: ز مردمان مشمر خویش را به هیأت و شکل که مردمی نه همین هیکل هیولانی است به حس ظاهر و باطن مسلمت نکنند که این دو هم ز صفت‌های روح حیوانی است اگر به نطق همی حرف و صورت را خواهی ز نخ مزن، نه قیاسی است نه برهانی است تو را اگر عملی داد روزگار چه شد؟ مرا به جای عمل، علم‌های یونانی است وگر تو گویی عیش من و تو هر دو یکی است غلط کنی که مرا عقلی و تو را نانی است تو را به روح بهیمی است زندگی و مرا به فیض علت اولی و نفس انسانی است (صص 9-568) دیده جان بوعلی سینا بود از نور معرفت، بینا جان موسی صفات او روشن به تجلی و شخص او، سینا (ص 511) انوری فلسفه را بر شعر ترجیح می‌دهد و آرزو می‌کند که ای کاش شاعر نبود و در حکمت کامل بود: مرد را حکمت همی باید که دامن گیردش تا شفای بو علی بیند، نه ژاژ بحتری عاقلان راضی به شعر از اهل حکمت کی شوند؟ تا گهر یابند، مینا کی خرند از گوهری؟ یا رب از حکمت چه برخوردار بودی جان من گر نبودی صاع شعر اند رجوالم بر سری (ص 456) دریغ انوری به جا بودزیرا مردی که می‌توانست در پناه حکمت، به آفرنیش اندیشه‌های ناب بپردازد و فضای سرزمین خود را از عطر عقل و رایحه دانش سرشار سازد، عمر را به دریوزگی از دربارها و مدح نابکاران هدر دادو لکه سیاهی بر دامن شعر فارسی افکند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.