Skip to main content
فهرست مقالات

جلوه عرفان در دیوان سلمان ساوجی

نویسنده:

(6 صفحه - از 142 تا 147)

کلید واژه های ماشینی : عرفان، عشق، جلوه عرفان در دیوان سلمان، ذات، حق، مستی، عقل، سلمان ساوجی، عارف، غزل، عاشق، حب، سخنم مست و دلم مست، انسان، تجلی، دنیای غزل عرفانی سلمان، هستی، احدیت، ذات حضرت حق، سخن، عشق ذات حق به ذات، دل عرافان عشق حق، مطلق، روح، عاشقی و معشوقی، دل عشق پرور و روح، خلق، وحدت، حقیقت، عشق و مستی

خلاصه ماشینی: "با مدعی مگوئید اسرار عشق و مستی تا بیخری بمیرد در درد خودپرستی (حافظ) جلوه عشق عشق تو تا ظل همایون فکند طوطی عقل از سر سلمان پرید دم رحمانی عشق، باغ آفرینش را بهار افشان گردانیدو به گل و شکوفه نشانید صبح خلقت از کرانه عشق چهره نمود و بساط ظلمات عدم را برچید و غوغای حیات و هستی به جهان پیچید، به خاطر عشق، آفرینش رخ نمود و خلقت، صورت گرفت، بی‌عشق نمی‌توان به عرفان دست یافت وتا عشق، دردل عارف شعله‌ور نگردد و عارف، عاشق نشود به عرفان نمی‌رسد، عارفان برآنند که هر کس به معنی عشق راه نبرد و آن را نچشد؛از فهم جهان بی‌بهره می‌ماند عاشق شو ارنه روزی کار جهان سر آید ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی (حافظ) در چشم‌انداز عارفان، عشق به مظاهر هدف نیست بلکه وسیله و سکوی پرتاب و پلی است که سالک راه حقیقت را به معشوق حقیقی یعنی به حق تعالی می‌رساند، از اینرو عرفاء، کلمه شاهد را بکار می‌برند که گواه بر جمالالهیاست. عشق در این مقام خود از تعین منزه و از ظهور و بطون مقدس است در عرف عرفان عرفاء از ذات حضرت حق در این مقام با این اصطلاحات تعبیر می‌رود: (حضرت غیب الغیوب)، (حقیقة الحقایق)، (هو هویت مطلقه)، (مقام جمع الجمع)، (سر السر عالم)، (کنز مخفی)، (عنقای مغرب)، (وجود مطلق، احدیت مطلقه)، (مقام لا اسم له و لا رسم له)، (حق اول)، حق مطلق)، (صرف الوجود) (تجلی نخستین و تعین اول (عشق حق به ذات و آثار ذاتی خود) (حق تعالی همه زیبائی و همه عشق است) ذات حضرت حق همه زیبائی و حسن کل است و او عین علم به ذات خود است با علم حضوری به‌ ذات خود همیشه حسن اعظم و حسن اتم در نزدش حضور دارد، عشق، ابتهاج به حضور حسن کامل است و شهود کمال حسن."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.