Skip to main content
فهرست مقالات

تحلیل موت ارادی در مثنویهای عطار

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : مرگ، عشق، عاشق، حکایت، معشوق، سالک، داستان، مرد، درویش، خدا

خلاصه ماشینی:

"منطق الطیر: در این مثنوی نیز التزام استقبال از مرگ و تصریح شیخ بر دردمندی عاشق و تلقی مرگ به عنوان اصل زندگی، نشان از ارزش مرگ و حلاوت آن در نظر او می‌کند: مرده‌یی‌ام می‌روم بر روی خاک زنده گردان جانم ای جانبخش پاک (44) ذره‌ای در دم ده‌ای درمان من زانکه بی‌دردت بمیرد جان من (45) دست باید شست از جان، مردوار تا توان گفتن که هستی مردکار گر تو جانی برفشانی مردوار بس که جانان جان کند بر تو نثار (46) هر که عنقا راست از جان خواستار چنگ از جان بازدارد مردوار (47) حکایت پادشاه صاحب جمال (48) که خیل خلایق با دیدار او جان می‌باختند و علی رغم این که هر روز عده‌ای بسیار به این طریق‌ می‌مردند، باز بر مشتاقان دیدار او افزوده می‌شد، بی‌اعتباری و بی‌ارزشی زندگی ظاهری و شیرینی مرگ در راه محبوب را در نظر آنان نشان می‌دهد: مردن از عشق رخ آن دلنواز بهتر از صد زندگانی دراز به واقع، مرگ این عاشقان نه به اجبار بلکه به اختیار بود. قطره‌ای بود او در این بحر مجاز سوی دریای حقیقت رفت باز جمله چون بادی ز عالم می‌رویم رفت او و ما همه هم می‌رویم زین چنین افتد بسی در راه عشق این کسی داند که هست آگاه عشق (50) در حکایت پادشاه مصر و عاشق مفلس (51) ، بر خلاف مدعیان صادق عشق-که مرگ را بی‌واهمه می‌پذیرفتند-این بار عشق، بین ترک سر و ترک شهر مخیر می‌شود و مدعی دروغین به ترک شهر رضا می‌دهد اما پادشاه دستور می‌دهد تا سر از بدنش جدا کنند و هنگامی که جویای علت این جفا شدند: شاه گفتا زانکه او عاشق نبود در طریق عشق من صادق نبود گر چنان بودی که بودی مرد کار سر بریدن کردی این جا اختیار نظیر این حکایت را لاهیجی نیز نقل می‌کند (52) این گونه که جوانی خوبرو عاشق پیر خود را به تپانچه‌های پی در پی می‌آزارد و وقتی جویای علت می‌شوند، می‌گوید که سه روز است مرا ندیده."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.