Skip to main content
فهرست مقالات

نشر و فرهنگ: سلسله گفتگوها پیرامون نشر و فرهنگ (گفتگوی یکم با عبدالرحیم جعفری) بنیانگذار موسسه انتشارات امیر کبیر)

مصاحبه کننده:

مصاحبه شونده:

(30 صفحه - از 238 تا 267)

کلید واژه های ماشینی : امیر کبیر، کتاب، نشر، فروش، ماشین، بنیانگذار موسسه انتشارات امیر کبیر، ایران، دیوان، مدیر، اسم

خلاصه ماشینی:

"چون دلم می‌خواست کتابهای نو و از آثار به اصطلاح نویسندگان جدید اروپایی و ایرانی چاپ بکنم،کتابی چاپ کردم از توماس‌مان که مترجم آن‌ آقای محمد علی اسلامی ندوشن بود به نام پیروزی آیندهء دمکراسی و مثل اینکه این کتاب تز ایشان در دانشگاه تهران بود. به هر حال از این کتاب 1000 نسخه چاپ کردم و باور کنید تا آخرهای کار من در امیر کبیر هنوز چند جلدی از این کتاب در انبار بود. در هر صورت ما متوقف شدیم و دکانی در ناصر خسرو،زیر شمس العماره گرفتیم و کتابهایی را که مانده بود بردیم چیدیم و تابلوی‌ امیر کبیر را نصب کردیم و بار دیگر شروع کردیم به کتاب‌فروشی،نه کتابهای خودم،بلکه کتابهای‌ همهء ناشران را،و شروع کردم به جور کردن کتابهای درسی. بسیاری از نویسندگان‌ در امیر کبیر کار می‌کردند و آنها آثارشان را به من می‌دادند یا کتابهای دوستانشان را می‌آوردند به‌ ما ارائه می‌دادند،مثلا همان ده شب را که ما چاپ کردیم نمی‌دانم چه کسی به ما داد. گروههای سیاسی که از نیمهء دوم دههء 1350 به بعد فعال شده بودند هیچ علاقه‌مند نبودند که بیایند در انتشارات امیر کبیر و کتابهایشان رابه نوعی منتشر کنند؟ آن‌طوری نه،ولی اگر کتاب خوبی که به درد جامعهء ما بخورد می‌دادند،چاپ می‌کردیم. این درست،ولی اتفاق نیفتاده که چاپ و نشر کتاب بخصوصی به آرمان شما تبدیل شده‌ باشد؟ دلم می‌خواهد به جریانی اشاره کنم که تأثیر عمیقی در روح و کار من بر جای گذاشته است. ماجرای عکس هم از این قرار است که وقتی شاهنامهء امیر کبیر منتشر شد،یکی از دوستان‌ روزنامه اطلاعات تلفن کرد و گفت بیا کارت دارم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.