Skip to main content
فهرست مقالات

فلسفه مسیحی چیست؟

نویسنده:

(20 صفحه - از 201 تا 220)

کلید واژه های ماشینی : فلسفه ،فلسفه مسیحی ،مسیحیت ،فلسفه یونانی ،یونانی ،عقل ،قرون‌وسطی ،دین ،تاریخ فلسفه ،تفکر ،ژیلسون ،غرب ،ایمان ،تاریخ ،رومی ،تاریخ فلسفه غرب دوره‌ای وجود ،فلسفه قرون‌وسطی ،دین مسیح ،ارسطو ،هیدگر ،خدا ،حکمت ،الهیات ،سیر تاریخ فلسفه غرب ،وحی ،بریه ،تعالیم ،جمع مسیحیت و عقل یونانی ،فیلسوفان مسیحی ،دین و فلسفه یونانی

در سیر تاریخ فلسفه غرب دوره‌ای وجود دارد که‌ مورخین از آن تعبیر به«قرون وسطی» (Middle Ages) کرده‌اتند.بی‌تردید در این دوره به سبب آنکه خدا،بنیاد تفکر بشر است و فکر خدا بنیادی‌ (theocentrism) غلبه‌ دارد،همه شؤون فکری و فرهنگی تابع مسیحیت است. عقل و یقین عقلی نیز تکیه بر همین اصل دارد و در ساحل‌ این یقین ایمانی خاطر آسوده کرده است.این دوره وقتی‌ آغاز شد که متفکران صدر مسیحیت در صدد جمع میان‌ دین و عقل،دین و فلسفه یونانی،برآمدند،و زمانی به انتها رسید و عصر جدیدی را اقتضا کرد.پس در بادی امر به‌ سادگی و سهولت می‌توان به فتوای تاریخ فلسفه،فلسفه‌ موجود در این دوره را«فلسفه مسیحی»خواند و آن را حاصل جمع مسیحیت و عقل یونانی دانست:اما اگر به‌ مشکلات این عنوان توجه کنیم،این سهولت مبدل به‌ صعوبت می‌گردد.

خلاصه ماشینی:

"اما آیا نگرش‌ عقلانی یونانی،یگانه نگرش به عالم بود و به این‌ ترتیب در فلسفه مسیحی،یونانیت جزء ذات‌ مسیحیت شده است؟ مسیحیت بی‌تردید سهم مهمی در سیر تفکر فلسفی غرب داشته است و مهر خود را بر آن‌ حک نموده است:در دوره قرون وسطی با مسیحیت و غالبا تحت تأثیر ورود فلسفه در عالم اسلام مفاهیم و مسائلی طرح شده که‌ بی‌سابقه بوده و آثار خویش را در فلسفه جدید و معصر نیز نشان داده است. 2 فلسفه یونانی به نظر هیدگر از جهت تاریخی‌ در دورهء قرون وسطی تحت تأثیر و سلطه مفاهیم‌ مسیحی قرار گرفت و حتی در عالم رومی و مسیحیت،تفکر یونانی تفسیری جدید یعنی‌ رومی شد که از تفکر حقیقی یونانی بسیار دور بود و از اینرو به رأی هیدگر«همه تاریخ غرب‌ از جهات عدیده رومی است نه یونانی و هرگونه‌ احیای بعدی یونان باستان در حقیقت تجدید کردن‌[صورت‌]رومی همان‌[تفکر]یونانی‌ است که قبلا به طریق رومی تفسیر شده بود. 2-فلسفه یونانی در سیر تاریخی خود قطعا متأثر از مفاهیم دینی مسیحی و در رأس آنها مفهوم خلقت شده و لذا متحول و منقلب‌ گردیده است و در این مسیر حتی المقدور صورت مسیحی به خود گرفته است ولی آیا می‌توان گفت بدین قرار فلسفه مسیحی شده‌ است؟ 3-بی‌گمان نوعی حکمت و معرفت دینی که‌ برخاسته از ذات مسیحیت از آگوستین تا توماس اکوئینی در دوره قرون وسطی ظاهر (1)-پولس قدیس از همین حماقت یاد می‌کند آنجا که‌ می‌گوید:«ادعای حکمت(دانایی)می کردند و احمق‌ گردیدند«(کتاب مقدس،رساله به رومیان،22/1)."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.