Skip to main content
فهرست مقالات

واژه شناسی: موضوع این شماره: اومانیسم

(10 صفحه - از 133 تا 142)

خلاصه ماشینی:

"ولی تأثیر خود را به عنوان یک نگرش نوین، در دوره خود و جریانهای فکری پس از خود و به طور کلی بر فکر و فرهنگ و رفتار تمدن جدید غربی تا به امروز به جای گذاشته است؛ به طوری که در عرصه هنر و ادب که اومانیست‌ها آن را به عنوان نخستین گریزگاه خود برای رسیدن به آزادی اندیشه و بیان انسانی انتخاب کرده بودند، افرادی چون پترارک (1304 ـ 1374)، بوکاچیو (1313 ـ 1375) ظهور کردند که با انسان‌گرایی خود و این باور که فرهنگ آنها همان فرهنگ عهد عتیق کلاسیک است، بینش عصر رنسانس را پی‌ریزی کردند. مسلما شدت و ضعف و چگونگی بعضی از این عناصر در نحله‌های مختلف اومانیستی و اندیشه‌های افراد گوناگون، متفاوت خواهد بود: 1ـ محوریت انسان و پایبندی به خواستها و علایق انسانی؛ 2ـ اعتقاد به عقل، شک گرایی و روش عملی به عنوان ابزاری مناسب برای کشف حقیقت و ساختن جامعه انسانی؛ 3ـ برشمردن عقل و اختیار به عنوان ابعاد بنیادی وجودی انسان؛ 4ـ اعتقاد به بنا نهادن اخلاق و جامعه بر مبنای خودمختاری و برابری اخلاقی؛ 5ـ اعتقاد به جامعه باز و تکثرگرا؛ 6ـ تأکید بر دموکراسی، به عنوان بهترین تضمین کننده حقوق انسانی در برابر اقتدار فرمانروایان و سلطه‌جویی حاکمان؛ 7ـ التزام به اصل جدایی نهادهای دینی از دولت؛ 8ـ پرورش هنر مذاکره و گفتگو، به عنوان ابزار حل تفاوت و تقابل فهم‌های مختلف؛ 9ـ اعتقاد به این مطلب که تبیین جهان بر پایه واقعیات ماورای طبیعی و توجه به یک جهان غیردنیوی برای حل معضلات بشری، تلاشی است برای ضعیف و بی‌ارزش کردن عقل انسانی. در مجموع، مهمترین تأثیر نگرش اومانیستی بر اندیشه‌های دینی در غرب را می‌توان به صورت زیر خلاصه کرد: 1ـ نفی واسطه‌گری صاحبان قدرت و کلیسا، میان انسان و خدا؛ 2ـ مقابله با تفاسیر ارباب کلیسا از کتاب مقدس؛ 3ـ فطری دانستن آموزه‌های عصر باستان همانند تعالیم مسیحیت؛ 4ـ مطرح شدن همه ادیان و طرح سازگاری آنها با هم؛ 5ـ پیدا شدن صبغه این جهانی و انسانی در دین."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.