Skip to main content
فهرست مقالات

تشابه و تمایز نظام مردم سالار دینی و نظام لیبرال دموکراسی

نویسنده:

(8 صفحه - از 83 تا 90)

کلید واژه های ماشینی : دموکراسی ،نظام لیبرال ،نظام ،تشابه ،مردم ،نظام لیبرال‌دموکراسی ،اسلامی ،عقل ،حکومت ،سیاسی ،منابع وحیانی و تجربه‌های انسانی ،نظام لیبرال‌دموکراسی و نظام مردم‌سالار ،اساس اکثریت آرای مردم انتخاب ،تفاوت نظام اسلامی با لیبرال‌دموکراسی ،حق ،نظام اسلامی ،نظام لیبرال‌دموکراسی غرب ،تمایز نظام مردم‌سالار دینی ،دموکراسی سیاسی اصل برابری ،اساس نظام لیبرال‌دموکراسی غربی ،نظام لیبرال‌دموکراسی غرب تفاوت ،تشابه و تمایز نظام ،تجربه‌های ،نظام لیبرال‌دموکراسی و نظام اسلامی ،نظام مردمی ،قانونگذاری ،دموکراسی غربی ،اجتماعی ،اساس اصول دموکراسی غربی ،اصل

نظام لیبرال دموکراسی و نظام مردم‌سالار دینی در ابعاد مختلفی از جمله مبانی معرفت‌شناختی و انسان‌شناختی متفاوتند؛ بطوری که منابع شناخت در نظام اسلامی، عقل، منابع وحیانی و تجربه‌های انسانی است؛ اما در نظام لیبرال دموکراسی، عقل، ابزاری فردی، و تجربه‌های بشری تنها منبع شناخت محسوب می‌شوند. ولی این دو نظام علیرغم این تمایزها، در برخی ابعاد معرفتی و حوزه‌های عملکردی، دارای تشابه و همسانیهایی می‌باشند. از جمله موارد تشابه این دو نظام، توجه به نقش مردم در عینیت‌بخشی به حکومت و حضور مردم به عنوان رکن اساسی حکومت، مشارکت مردم در کنترل و نظارت حاکمان و لزوم اصل برابری و مساوات است.

خلاصه ماشینی:

"از نظر اصول جهان‌بینی و ایدئولوژی نیز بین این دو نظام تفاوت زیادی وجود دارد؛ نظام لیبرال دموکرات مبتنی بر قرارداد اجتماعی و میثاق افراد انسانی است؛ در حالی که اصل بنیادین در نظام اسلامی اعتقاد به بندگی انسانها در مقابل خداوند و اعتقاد به فرستادگان الهی جهت راهنمایی فردی و جمعی انسانهاست که این راهنمایی هیچ‌گاه قطع نمی‌شود و به وسیله جانشینان و نایبان فرستاده‌های الهی ادامه می‌یابد. در حالی که در نظام لیبرال دموکراتیک نه تنها منابع وحیانی و جهان آخرت انکار می‌شود، بلکه در مواردی عقل نیز مورد حمله قرار گرفته و عموما تأکید بر تجربه و نگرش پوزیتیویستی می‌شود و همین بی‌نیازی از امور وحیانی و تأکید بر عقل خود بنیاد ابزاری، موجب به وجود آمدن دیدگاه نسبی انگارانه در حوزه معرفتی است. اشکالهای دموکراسی غربی پس از ذکر تفاوتها بین دو نظام به برخی از اشکالها و معایب دموکراسی غربی اشاره می‌کنیم: 1ـ سپرده شدن حق قانونگذاری به دست بشر: بر اساس دیدگاه اسلامی حق قانونگذاری از آن خداوند عالم و حکیم است و قوانین بشری نمی‌تواند هدایت انسانها و جامعه را به ارمغان آورد؛ چون اولا: به کمک عقل و تجربه که در اختیار انسانهاست، همه ابعاد وجودی انسان شناخته نمی‌شود تا توان وضع قوانین متناسب را داشته باشد. که برخی از آن موارد را بیان می‌کنیم: 1ـ توجه به نقش مردم در عینیت بخشی به حکومت بر اساس دیدگاه اسلامی، اولا مردم در پذیرش مکتب آزادند و طبق آیه شریفه «لا إکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی» (1) مردم در جامعه اسلامی به طور آزادانه مکتب اسلام را پذیرفته‌اند و تمام فعالیت خود را در درون آن متمرکز می‌کنند؛ علاوه بر آن مردم در قبول حکومت نیز آزادند و تا نخواهند، نظام سیاسی شکل نمی‌گیرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.