Skip to main content
فهرست مقالات

دیدار دوم

نویسنده:

(17 صفحه - از 52 تا 68)

کلید واژه های ماشینی : حجاب ،خدا ،لقای ،انسان ،شهود ،نفس ،سلوک ،دیدار دوم ،معرفت ،سالک ،دنیا ،درد ،لقاء الله ،ایمان و عمل صالح ،قرآن ،حق ،شریعت ،دعا ،خانه دیدار الهی ،کمال ،حقیقت ،استاد ،حافظ ،انسان عالم ذر ،دیدار با خدا ،تفسیر موضوعی قرآن مجید ،نورانی ،اتصال انسان عالم ،معرفت نفس ،انسان سالک

این مقاله بر آن است که اتصال انسان عالم ذر (قبل از دنیا) و «انسان در دنیا» را بررسی کند تا نسبت آن را با «انسان پس از دنیا» از حیث امکان «دیدار با خدا» (لقاء الله) مورد سنجش و مطالعه قرار دهد و پس از طرح و اثبات نقلی و عقلی «دیدار با خدا در عالم الست و ذر یا دیدار اول» به فاصله‌ای که بین انسان با خدای سبحان در همین مقوله قرار گرفته بپردازد و عوامل و حجاب «دیدار در دنیا یا دیدار دوم» از هبوط انسان به عالم طبیعت و نسیان و غفلت از خویشتن و جهل به حقایق و استعدادهای وجودی‌اش بپردازد و از منظر هدف بعثتها و رسالتها و نظریه فطرت و آنگاه عوامل دیدار دوم یا لقای رب در دنیا و چگونگی حجاب‌ستیزی تا حجاب‌زدایی از این دیدار سخن به میان آورد و رابطه، سنخیت و پیوستگی تام و تمام دیدارهای پیشین، پسین و واپسین یا دیروز، امرزو و فردا را مورد ارزیابی قرار دهد و در فرجام نوشتار به این نتیجه برسد که انسان در اثر خویشتن‌شناسی، خودسازی و تهذیب و طهارت نفس، ریاضتهای شرعیه، ایمان و عمل صالح، ولایت مداری و حرکت جوهری اشتدادی و اشتیاقی سیر از خود تا خدا داشته و از مقام سلوک باطنی وحیانی به شهود یا «دیدار دوم» در همین عالم دنیا که دیدار با جمال و جلال الهی است نائل گردد. پس: 1. لقاء رب یا دیدار دوم امکان‌پذیر است 2. بعثتها و رسالتها از رهگذر بیدار کردن فطرت و قرار دادن شریعت کمال‌بخش و سعادت‌آفرین تحقق یافته‌اند 3. بنیاد و اساس «دیدار دوم» خود انسان است که باید در اثر معرفت، محاسبت و مراقبت نفس و طریقت بر پایه شریعت با همه لایه‌های ظاهری و باطنی‌اش تا کوی ولایت قدم نهد و به خانه دیدار الهی و بهشت لقای بار یابد.

خلاصه ماشینی:

"یا سروده‌اند: الا یا ایها الساقی ز می پر ساز جامم را که از جانم فرو ریزد هوای ننگ و نامم را (1) و علامه طباطبایی رحمه‌الله ، آن عندلیب گلشن دیدار یار، چگونه «فقر وجودی» ما را «از آغاز تا انجام» ترسیم کرده‌اند که: من خسی بی سر و پایم که به سیل افتادم او که میرفت مرا هم به دل دریا برد من به سرچشمه خورشید نه خودم بردم راه ذره‌ای بودم و مهر تو مرا بالا برد خم ابروی تو بود و کف مینوی تو بود که به یک جلوه ز من نام و نشان یکجا برد (2) و قرآن کریم، این منبع الهام بخش همه معرفت‌های حکمی و شهودی، فرموده است: «یا أیها الناس أنتم الفقراء إلی الله و الله هو الغنی الحمید» (3) و آیات «و لا یملکون لأنفسهم ضرا و لا نفعا و لا یملکون موتا و لا حیاة و لا نشورا» (4) و «قل اللهم مالک الملک توءتی الملک من تشاء و تنزع الملک ممن تشاء و تعز من تشاء و تذل من تشاء بیدک الخیر إنک علی کل شیء قدیرتولج اللیل فی النهار و تولج النهار فی اللیل و تخرج الحی من المیت و تخرج المیت من الحی و ترزق من تشاء بغیر حساب» (5) و بسیاری از آیات دیگر قرآن به تصریح و تلویح و با دلالت مطابقی و تضمنی و التزام هماره ما را به شناخت فقر و نیاز ذاتی و افتقار به سوی خدا از طریق عالم و آدم رهنمون هستند و انسان سالک رسیده به این مقام؛ یعنی شهود فقر ذاتی و نیاز وجودی در جهت ارتباط با خدا و عبودیت الهی و یافتن خود از دست رفته و شناسایی من فراموش شده و یگانگی «با آشنای یگانه» تلاش جدی و مجاهده مضاعف می‌نماید تا در سایه‌سار «معرفت به خدا» به چشمه زلال شهود جمال دل‌آرای حق نایل آید و «انه الحق» (6) را در درون خویشتن جستجو نماید که «سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی أنفسهم حتی یتبین لهم أنه الحق أ و لم یکف بربک أنه علی کل شیء شهید» (7) تا از معرفت ظاهری و افاقی به معرفت باطنی و انفسی بار یابد و از همین رهگذر، «سفر سلوکی» خویش را تا کوی دوست و «شهود دلدارش» بر مدار «ولایت» و از «بستر شریعت» فرا چنگ آورد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.