Skip to main content
فهرست مقالات

«آسیب شناسی رباعی دفاع مقدس»

نویسنده:

(16 صفحه - از 119 تا 134)

کلیدواژه ها :

رباعی ،چهار خانه ،چهار پاره ،اربع اربع ،دو بیتی

کلید واژه های ماشینی : رباعی، رباعی دفاع مقدس، آسیب‌شناسی رباعی دفاع مقدس، شعر، بررسی رباعی‌های دفاع مقدس، مصراع، ایرادهای رباعی دفاع مقدس، میر هاشم میری، سحر، ادبی

برای نوشتن این سطور،به خواندن انبوهی«مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن»مجبور بودم که به زعم خود،خیال می‌کردنم«رباعی»اند،اما نبودند.لزومی هم نداشت تا تمامی عباراتی را که تنها در«بحر هزج مثمن اخرب مکفوف»رخ شسته بودند بررسی‌ کنم تا جسد باد کرده و متورم این«گل چهار برگ‌1»را بر روی سنگ ادارهء متوفیات‌ ادبیات،شناسایی کنم و بر سر مزار«چهار خانهء»این«چهار پارهء»مظلوم،مرثیه سر دهم، که«مرحوم رباعی!»اما در این میان اتفاقی میمون به نام«رباعی دفاع مقدس»امیدی در دلم زنده کرد که باز هم اربع اربع»این قالب کهن ادبی،ارزش اعتنا و بررسی دارد.

خلاصه ماشینی:

"غلبه ردیف بر شعر یکی دیگر از ایرادهای رباعی دفاع مقدس است که در شعری که‌ دو بیت بیشتر ندارد؛ایراد کمی نیست: -آواز هزار خفته در چشمانش‌ تفسیر قرار خفته در چشمانش‌ تصویر زلال نور و باران با اوست‌ گویی که بهار خفته در چشمانش (میر هاشم میری) -آهنگ عبور می‌زند دست و دلش‌ گلبانگ سرور می‌زند دست و دلش‌ با نعرهء عاشقانه تا رؤیت فجر تکبیر نشور می‌زند دست و دلش (میر هشام میری) استفاده از ردیفهای نسخه‌برداری شده نیز،از دیگر آفات شعر دفاع مقدس است: -از حیطهء درک ما برون است شهید وز رتبه ز جملگی فزون است شهید استاد شهید ما به تمثیل این گفت‌ در پیکر اجتماع خون است شهید (جواد محدثی) -آن روز شتاب بود و تابوت شهید دل در تب و تاب بود و تابوت شهید تا خط افق در امتدادی خون رنگ‌ گل بود و گلاب بود و تابوت شهید (ابراهیم سنایی) و یا: -هرصبح درآید به سلامت خورشید تعویذ کند به نقش نامت خورشید ای نایب آفتاب موعود،امام(ره) روشن شده است از کلامت خورشید -ای مرد همیشه مرد بارت خورشید از قاف سحر طلایه دارت خورشید ای نخل بلند عاشق هنگام سخن‌ گویی سحری که برگ و بارت خورشید (محمد رضا محمدی نیکو) مضمونهای تکراری و نسخه‌برداری شده که بوی سرقت ادبی نیز از آنها به مشام‌ می‌رسد،یکی دیگر از عاضه‌های رباعی دفاع مقدس است: -شبی بی روی ماهت سر نکردم‌ حدیث درد را باور نکردم‌ غریبانه به روی شانهء شهر دلم می‌رفت و من باور نکردم (صادق رحمانی) -روزی که ترا به کربلا می‌بردند با زمزمهء سرود لا می‌بردند من غافل از اینکه بار بر دوشم بود دل را به مزار شهدا می‌بردند (امیر حمزه شاکر) -آن روز گدازهء دلم را دیدم‌ خاکستر تازهء دلم را دیدم‌ وقتی که به روی دوش مردم می‌رفت‌ تشییع جنازهء دلم را دیدم (مصطفی محدثی خراسانی) که در رباعیهای بالا مضمون تشبیه ضمنی شهید به دل و تشییع جنازه دل(-شهید یا امام)بر روی دوش مردم کاملا تکراری و غیر اتفاقی است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.