Skip to main content
فهرست مقالات

موسیقی سوگنامه ها

تابستان 1384 - شماره 6 (20 صفحه - از 229 تا 248)

کلیدواژه ها : موسیقی ،آهنگ ،وزن ،قرینه‌سازی ،واج ،واژه ،مصوت ،سوگنامه

کلید واژه های ماشینی : موسیقی شعر ،مصوت ،موسیقی حاکم بر اشعار ،بم ،زار ،خاقانی ،حاکم بر شعر ،وزن شعر ،مصوت بم استفاده ،وزن و موسیقی ،موسیقی و وزن ،مصوتهای بم ،استفاده از مصوتهای ،مصوت بلند ،دل شاعر ،بمی مصوتها ،خاقانی در بیت ،مورد مصوت ،کتاب موسیقی شعر ،آلات موسیقی ،آهنگ و وزن ،مصوت کوتاه و بلند ،زنگ حروف ،مصوتهای کوتاه ،صامتها و مصوتها ،ترکیب اصوات ،اشاره کنیم ،حس و حال ،مشاهده می‌شود ،افکار و احوال

شعف را نمی‌آورد،کلام آهنگین،فوران شادی او را تعدیل می‌بخشد.دستی می‌افشاند و به آهنگ برآمده از جان،رقص صوفیانه در می‌گیرد.سماعی بر پا می‌کند تا بتواند وجد بی‌پایان را فرونشاند.پس استفاده از موسیقی و وزن برای بازگو کردن غمها و شادیها بایسته می‌نماید. در این مقاله بر آنیم تا گوشه‌هایی را از ارتباط شعر و موسیقی و لزوم استفاده از وزن و موسیقی در شعر،بخصوص سوگنامه‌ها بیان کنیم و به برخی از اجزای تشکیل دهندهء موسیقی شعر و تقسیمات آن و ارتباط موسیقی و سوگ اشاره کنیم.موسیقی و وزن از عوامل بازشناسی شعر از ثنر است،که باعث ایجاد تخیل در شنونده و خواننده می‌شوند.«فارابی معتقد است که اقاویل شعر،اگر با موسیقی همراه‌ شوند،عنصر تخییل در آنها افزون‌تر خواهد شد و بر میزان انفعالات نفس در برابر اثر می‌افزاید.پس،از دیدگاه او وزن و موسیقی از عوامل تخییل به شمار می‌روند»1. موسیقی حاکم بر اشعار،همپای مفاهیم و معانی آنها بر خواننده تأثیر می‌گذارد و حتی‌ گاهی اثرگذارتر از الفاظ و مفاهیم است و شنونده بدون درک کامل معنی ابیات،از شنیدن‌ آهنگ برآمده از آنها،احساس لذت می‌کند.انسان،ناخودآگاه شعر و کلام آهنگین را ترجمان غم و شادی خویش قرار می‌دهد.آنجا که اندوهش فزون از تحمل می‌شود،زبان‌ به نوحه می‌گشاید و با سرودن نغمه‌ای حزن‌انگیز و زمزمه‌ای آهنگین،از شدت آلام و اندوه خویش می‌کاهد و با تکرار چند عبارت موزون،آتش،از دل بیرون ریخته و غلیان‌ درونی خویش را تسکین می‌دهد.در این حالت،تکرار یک لحن موسیقی،یا یک بیت‌ شعر،نه تنها ملال‌آور نیست،بلکه فرح بخش و شویندهء آلام درونی او به شمار می‌آید.او به سیلاب اشک،رد پای غم را از فرش دل می‌شوید و راز سر به مهر غصه را آشکار می‌سازد:«نوک مژگانم به سرخی بر بیاض روی زرد قصهء دل می‌نویسد حاجت گفتار نیست» (سعدی/غزل 556/117) گاهی که دل شاعر،آکنده از شادی می‌شود و ظرف وجودش،تاب تحمل این همه

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.