Skip to main content
فهرست مقالات

فرار از فلسفه

نویسنده:

ISC (8 صفحه - از 133 تا 140)

کلیدواژه ها : فلسفه ،ذهن واقع‌گرا ،ذهن عملگرا ،اثبات‌پذیر ،ابطال‌پذیر

کلید واژه های ماشینی : فلسفه، فرار، دفاع، حقیقت، فرار از فلسفه، یک‌سونگری‌های فیلسوفان و غیر فیلسوفان، اثبات، معرفت، دفاع از شیوة تفکر، دفاع از فلسفه، معرفت فلسفی، هنر، شیوة تفکر فلسفی در حد، دعاوی فلسفی، کتاب، تاریخ، منطق، شناخت، شیوة فرار، فلسفه تمام حقیقت، علم، حقیقت در فلسفه، فلسفه دفاع از شیوة تفکر، مطلق، کتاب‌های فلسفی، فلسفه حقیقت، وجه، اثبات و ابطال، انسان، روش تجربی

آیا دفاع از فلسفه، دفاع از همة افکار فیلسوفان و یا کتاب‌های فلسفی است، و آیا تمام حقیقت در فلسفه است و یا تمام فلسفه حقیقت است؟ آیا باید از فلسفه به طور مطلق دفاع کرد و یا راه فرار از آن را در پیش گرفت؟ روشن است که نه فلسفه تمام حقیقت است و نه تمام حقیقت در فلسفه نهفته است و نه باید به طور مطلق مدافع فلسفه بود و نه شیوة فرار از آن را برگزید، بلکه دفاع از فلسفه، دفاع از شیوة تفکر فلسفی در حد اعتدال و معقول است. آنچه شایسته است، فرار از بلند پروازی‌ها، انحصارنگری‌ها، لغزش‌ها و مغالطات و یک‌سونگری‌های فیلسوفان و غیر فیلسوفان است.

خلاصه ماشینی: "اما می‌دانیم که فن و هنر لزوما بیان واقع نیستند و قابل صدق و کذب نمی‌باشند و اگر مدعا چنین باشد که فلسفه هم این‌گونه است، پذیرفتنی نیست. اگر مراد از اثبات و ابطال، اثبات و ابطال تجربی باشد، این سخن موجه است، اما باید توجه داشت که تجربه تنها راه اثبات و ابطال نیست. اگر مراد این باشد که دعاوی فلسفی با روش فلسفی نیز قابل اثبات و ابطال نیستند، این ادعا نیازمند دلیل است. چگونه می‌توان اثبات کرد که هیچ قضیه‌ای در فلسفه نه اثبات یا ابطال گردیده، و نه قابل اثبات و ابطال است؟ مسلما از راه تجربی نمی‌توان این مدعا را اثبات نمود. اما اگر بخواهد چنین کند، با یک تناقض‌نما6 مواجه خواهد شد؛ زیرا خود این ادعا از سنخ دعاوی فلسفی است. اگر مراد این باشد، آیا اینکه بشر در اعصار و امصار گوناگون به تفکر فلسفی روی آورده است، خود نمی‌تواند نشان اصالت و ریشه‌دار بودن آن در وجود انسانی باشد؟ تجربه / حال در هر مورد، متناسب با آن مورد است. »10 اولا، این استدلال اگر درست باشد، مدعای قبلی مستشکل را ابطال می‌کند؛ زیرا قبلا مدعی شدند که دعاوی فلسفی ابطال‌پذیر نیستند، اما در اینجا نشان می‌دهند که یک مدعای فلسفی ابطال پذیرفته است و متناقض بودن این دو ادعا آشکار است. آیا می‌توان گفت که امروز معرفت فلسفی ما در موضوعات گوناگون فلسفی همچون هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی، ذهن‌شناسی، اخلاق و سیاست در حد معرفت فلسفی فلاسفة پیش از سقراط است؟ اگر بپذیریم که چنین نیست، فی‌الجمله به تکامل معرفت فلسفی اذعان کرده‌ایم و به این اعتبار، باید برای آن قایل به تاریخ باشیم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.