Skip to main content
فهرست مقالات

فلسفه اخلاق در انحصار یونانیان؟

نویسنده:

ISC (14 صفحه - از 25 تا 38)

کلیدواژه ها : اخلاق ،فلسفه اخلاق ،سنت های اخلاقی ،سنت اخلاقی یونان باستان ،سنت اخلاقی چین ،سنت اخلاقی هندوئیسم ،سنت اخلاقی مصر

کلید واژه های ماشینی : اخلاق ،فلسفه اخلاق ،سنت اخلاقی چین میان اخلاق ،یونان ،چین میان اخلاق کنفوسیوسی ،فلسفه اخلاق غربی ،فلسفه اخلاق در انحصار یونانیان ،یونان باستان ،درمه ،سنت ،موتزو ،کنفوسیوسی ،فلسفه اخلاق به یونانیان ،غرب ،فرهنگ ،سنت اخلاقی یونان باستان ،هندی ،Ethics ،اجتماعی ،میان فلسفة اخلاق چینی ،ادعای مختص بودن فلسفه اخلاق ،فلسفه اخلاق متمرکز ،فلسفة اخلاق ،اخلاق فلسفی ،اخلاق فلسفی غرب سنت ،فضیلت ،فلسفة اخلاق چینی و یونانی ،نظام ،پیدایش علم فلسفه اخلاق ،آیین

مقاله حاضر، بر پیدایش علم فلسفه اخلاق متمرکز است. نویسنده، برخلاف اندیشه رایجی که با توسل به سیر تحولات و مباحث فکری به وجود آمده در میان سوفیست ها و فیلسوفان یونان باستان، علم فلسفه اخلاق را محصول اختصاصی یونانیان می داند، مدعی است که با در نظر گرفتن تحولات و فرایندهای مشابهی که در سایر سنت های اخلاقی پدید آمده، نمی توان قاطعانه فلسفه اخلاق را به مثابه یک علم، محصول خاص و انحصاری یونان باستان دانست، بلکه این مباحث در میان سایر فرهنگ ها نیز به چشم می خورد. در این باره، نویسنده، به ویژه به منازعات اخلاقی و تحولاتی اشاره می کند که در سنت اخلاقی چین میان اخلاق کنفوسیوسی و دیدگاه های موتزو رخ نمود. این تشابهات، برای رد ادعای مختص بودن فلسفه اخلاق به یونانیان و فرهنگ غرب کافی است، هرچند که نمی توان منکر این واقعیت شد که فلسفه اخلاق غربی دارای نوعی ویژگی های اختصاصی است که در سایر فرهنگ ها به چشم نمی خورد.

خلاصه ماشینی:

"نویسنده، برخلاف اندیشه رایجی که با توسل به سیر تحولات و مباحث فکری به وجود آمده در میان سوفیست ها و فیلسوفان یونان باستان، علم فلسفه اخلاق را محصول اختصاصی یونانیان می داند، مدعی است که با در نظر گرفتن تحولات و فرایندهای مشابهی که در سایر سنت های اخلاقی پدید آمده، نمی توان قاطعانه فلسفه اخلاق را به مثابه یک علم، محصول خاص و انحصاری یونان باستان دانست، بلکه این مباحث در میان سایر فرهنگ ها نیز به چشم می خورد. برای مثال، در مقاله Ethics از دائرة‌المعارف فلسفه می‌خوانیم: «هرچند غالبا فلسفه اخلاق را به گونه‌ای عام، علمی دانسته‌اند که شامل هرگونه تفکر مهم دربارة رفتار انسان می شود، می توان به درستی با جدا کردن تفکر فلسفی محض از توصیة عملی، موعظة اخلاقی و مهندسی اجتماعی، که فلسفه اخلاق توضیح دهندة آن بوده، و ]به نوعی[ از آن تغذیه می کند، فلسفة اخلاق را از طریق (تعیین) حدودی قابل کنترل، محدود کرد. کوپر می‌نویسد: «این ادعا که آنها را باید نخستین فیلسوفان اخلاق تلقی کرد، مبتنی است بر توسل آگاهانه آنها به حاکمیت عقل در تعیین نحوة سپری کردن زندگی و نیز توجه آنها به تدبیر شیوه‌هایی مناسب با بکارگیری عقل در بررسی مسائلی که در این مورد مطرح می شدند. نتیجه شواهدی کافی از تلاشهای فکری و مباحث منطقی دربارة موضوعات اخلاقی در فرهنگهای غیر غربی وجود دارد و مؤید این ادعا است که فلسفه اخلاق (بحث فلسفی درباره مباحث اخلاق) محصول انحصاری یونانیان نیست، اما در عین حال، باید پذیرفت که درست یا نادرست بودن کارها، خوب و بد و فضیلت و رذیلت، موضوع مباحث دراز دامنی در سنت فلسفی غرب بوده است، نه در سایر سنت‌ها."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.