Skip to main content
فهرست مقالات

یادداشتی درباره ریکور

نویسنده:

(12 صفحه - از 11 تا 22)

خلاصه ماشینی:

"در کتاب نمادگرایی شر نماد آلودگی( niats ) ممکن است تجریدی به نظر آید اما این معنای دوم براساس معنای اول ایجاد شده است که از امر محسوس ناشی شده است یعنی لکه( tops ). »از نظر ریکور این کلام دو چیز می‌گوید:1)آدمی معنا را وضع نمی‌کند بلکه نماد آن را می‌دهد( sevig )،به همین سبب التفات‌ نماد برخلاف التفات لفظی تهی نیست و2)آنچه نماد می‌دهد باعث اندیشیدن می‌شود. ریکور نظریهء ارسطو دربارهء هرمنوتیک را چنین تفسیر می‌کند، 1-تلاش‌ ارسطو برای صوری کردن منطق مانع تحول معناشناسی( scitnames )شد و در نتیجه راه را بر هرمنوتیک معانی دوگانه بست زیرا که ارسطو عملا منطق را به بررسی قضیه‌های اخباری که یا صادق‌اند و یا کاذب یعنی یک جواب دارند محدود کرد؛2-نظریهء دلالت( noitacifingis )ارسطو نیز در نظر اول مانع تحول هرمنوتیک می‌شود چون دلالت از نظر ارسطو نیازمند تک‌معنا بودن‌ ( yticovinu )است؛«یک معنا نداشتن یعنی معنا نداشتن»زیرا که در غیر این صورت ارتباط میان‌ آدمیان نامیسر است. به نظر ریکور هرمنوتیک ارسطویی از آن جهت گسترده است که وی بالاخره به این نتیجه‌ رسید که زبان چون چیزی می‌گوید پس تفسیر می‌کند. می‌توان اکنون پرسید رابطهء فلسفهء وی با مدرنیته چیست؟اگر مدرنیته را به تبعیت از فلاسفه و جامعه‌شناسان پیروزی ذهنیت‌ بشری و عقل روشنگری تصور کنند و آن را عصر از میان رفتن هالهء تقدس(مارکس)و«مرگ‌ خداوند نهیلیسم»(نیچه)و افسون‌زدودگی(ماکس وبر)و تفوق تکنولوژی و تصویر جهانی‌ (هایدگر)و شی‌ءوارگی عام(نظریه انتقادی)بدانند،آیا نباید پنداشت که مدرنیته دین را فرسوده‌ و به قول تئودور آدورنو*علم کلام را فقط به آرایهء سخن بدل کرده است؟از نظر ریکور چنین‌ نیست."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.