Skip to main content
فهرست مقالات

از همه کس. از همه چیز. از همه جا

نویسنده:

(4 صفحه - از 62 تا 65)

خلاصه ماشینی:

"امااین آرامش همیشگی چهره او بود که به عطیه‌اجازه می‌داد، یقین کند که او جواد است;همان شیر بیشه‌زار نبرد و زاهد و خاشع‌شبهای سنگر. اما این بار نوبت‌شخص دیگری است که جواد را زنده‌کند... باید بگویم این بار جواد با پشت‌گرمی و نیروی بیشتر به خط مقدم‌می‌رود چرا که عضوی از بدن شما به‌همراه اوست. گفت: اسب دارم اما سیاه است. بادی به غبغب انداخت وگفت: «یا اخی، این حطب مرتب براین‌حمار ابیض لایعلم را به چند درهم‌شرعی مبایعه می‌کنی؟»روستایی که چیزی نفهمیده بود به‌چشم شخص زل زده، گفت: «روضه‌می‌خوانی یا هیزم می‌خواهی؟» حق مشاوره قضایی خانمی وارد دارالوکاله‌ای شده ازآقای وکیل دادگستری پرسید: آقای وکیل! خانم گفت: بسیار خوب، پس‌خواهش می‌کنم پنجاه ریال مرحمت‌کنید زیرا این هنر را پسر شما کرده‌است. وکیل بلافاصله گفت: خانم!ببخشید، شما باید پنجاه ریال لطف‌کنید، زیرا حق مشاوره قضایی من درهر نوبت، صد ریال است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.