Skip to main content
فهرست مقالات

سیری در مقدمه استاد آشتیانی بر ترجمه و شرح مثنوی نیکلسون

نویسنده:

(5 صفحه - از 34 تا 38)

کلید واژه های ماشینی : مثنوی، آشتیانی، مولوی، عرفان، مقدمه استاد آشتیانی بر ترجمه، شرح مثنوی معنوی مولوی، شرح مثنوی نیکلسون، ابن‌عربی، دعا، حلاج

خلاصه ماشینی:

"مولوی به حیث متکلم و اثبات کننده عقاید دینی نمی تواند روی جبر پافشاری کند, بلکه با تمثیلات قانع کننده و دلایل دندان شکن جبری را می کوبد: اینکه گویی این کنم یا آن کنم این دلیل اختیار است ای صنم اما به عنوان یک عارف و صوفی نمی تواند از جبر بگذرد و آنچه از قول علی(ع) خطاب به ابن ملجم سروده مشهور است: هیچ بغضی نیست در جانم ز تو زانکه این را من نمی دانم ز تو آلت حقی تو فاعل دست حق چون زنم بر آلت حق طعن و دق مولوی به دنبال این اشعار جواب اشکال مقدر را هم داده است: گفت او پس این قصاص از بهر چیست؟ گفت آن هم از حق و سر خفی است اعتراض او را رسد بر فعل خود زانکه در قهرست و در لطف او احد آلت خود را اگر او بشکند آن شکسته گشته را نیکو کند بعد وارد یک بحث دیالکتیکی می شود که ناموس تکامل همین نفی و اثباتهای پی درپی است: پس زیادتها درون نقصهاست مر شهیدان را بقا اندر فناست حلق حیوان چون بریده شد به عدل حلق انسان رست و افزائید فضل بنابراین, قصاص دلیل بر اختیار نیست, خود جبر دیگری است: گر نفرمودی قصاص او بر جنات ییا نگفتی فی القصاص آمد حیات خود که را زهره بدی تا او زخود بر اسیر حکم حق تیغی زند زانکه داند هر که چشمش را گشود کان کشنده سخره تقدیر بود تو بترس و طعنه کم زن بر بدان پیش دام حکم, عجز خود بدان ییعنی مولوی هم آخرش به همان سر قدر می رسد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.