Skip to main content
فهرست مقالات

هنر و هستی نگری (1) در «چشم براه گودو»

نویسنده:

مترجم:

خلاصه ماشینی:

"اما آدم به هنگام‌ خواندن آن احساس میکند که چنین برداشت‌هائی اقناع‌کننده نیستند چرا که‌ قدرت نمایشنامه خیلی عظیم است و معنای نهفته در بطن آن نیز پر از ابهام. و بهر تقدیر این پژوهش بر آنست تا بین دو نظریه متضاد فوق مصالحه‌ای ایجاد نماید و نمایشنامه را نه صورت«پیام»بل بصورت هنر بازیابی نماید:هنری‌ ویران‌ساز و بازآفرین که حقیقت را نظامی دوباره می‌بخشد و برای کشف‌ ژرفای هستی نقاب ظاهری را درهم می‌شکند. از کرم‌ها برای ما حرف بزن»در یکی از مؤثرترین و با اهمیت‌ترین صحنه‌های‌ نمایشنامه،ایماژ اصلی توسط پوتزو اجرا میشود؛ایماژ سپری گشتن روز که‌ سر آمدن حیات انسان را مینمایاند: ساعتی پیش از این(به ساعتش نگاه میکند،با لحن عادی)تقریبا (با لحنی شاعرانه)از آن هنگام فرو ریخت(تردید میکند،با لحن عادی) بگیریم از ساعت ده صبح(شاعرانه)با سیلاب‌های خستگی‌ناپذیر پر پرتوهای سپید و سرخ،درخشندگی از کف داد و رنگ باخت(دو دستش را باشاره اندک‌اندک پائین می‌آورد). راستی چرا از یکطرف‌ بعضی از اصول آنرا تحقیر کرده،از سوی دیگر مقدار زیادی از نمایشنامه را به آن اختصاص میدهد؟شاید پاسخ این باشد که تا آنجا که مسیحیت نمودار عادت و الگوی قراردادی است،آماج تیرهای هنرمندانهء بکت قرار میگیرد و تا آنجا که با حقایق شرایط انسانی و سرنوشت بشری در ارتباط است مفید بوده، احساس همدلانه بکت را هم برمی‌انگیزاند. عوض کردن نقش‌های نویسنده،شخصیت‌ها و تماشاگر،شکستن پندار دراماتیک همراه با شیوه‌های گوناگون برای وارد کردن تماشاگر در روند پیشروی بسوی هستی‌نگری،همه حامل این عقیده هستند که انسان هنرمند است و زندگی و هنر توأمان."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.