Skip to main content
فهرست مقالات

پیر مغان

نویسنده:

(4 صفحه - از 12 تا 15)

کلید واژه های ماشینی : مغان، مغ، پیر مغان، آیین زردشتی، مولانا، دین، حافظ، درخت، کتاب، عطار

خلاصه ماشینی:

"» مؤلف بعد از بیان معانی«مجوس،مغ و انجمنمغان»در بند دوم بخش یکم کتاب با استناد به ترجمۀبخشهایی از گاتها به توضیح و بیان«انجمن مغان»می‌پردازد و می‌گوید:«موبد فیروز آذرگشسب،سازمانانجمن مغان را بیان کرده و گفته است که این انجمن ازسه گروه تشکیل شده بود:خویشان«خئتوش»وهمکاران و یاران. مولانا در این باب چنین گوید: {Sهفت شمع از دور دیدم ناگهان#باز می‌دیدم که می‌شد هفت یک#نور آن بشکافتی جیب فلک#اندر آن ساحل شتابیدم بدان#باز آن یک بار دیگر هفت شد#مستی و حیرانی من زفت شد#اتصالاتی میان شمعها#که نیاید بر زبان و گفت ماS}تا آنجا که گوید: {Sهفت شمع اندر نظر شد هفت مرد#نورشان می‌شد به سقف لاجورد#باز هریک مرد شد شکل درخت#چشم از سبزی ایشان نیک‌بخت#گفت راندم پیشتر من نیک‌بخت#باز شد آن هفت جمله یک درخت#هفت می‌شد فرد می‌شد هر دمی#من چنان می‌گشتم از حیرت همیS}و بدان‌سان که اهورامزدا،سرور آن شش فروزندهاست،میان هفت درخت یا هفت مرد یکی والاتر است. در این باب از زبان دقوقی چنین گوید: {Sیک درخت از پیش مانند امام#دیگران اندر پس او در قیامS}آنگاه،مؤلف کتاب در بند نهم،تأثیر امشاسپندان درهستی‌شناسی ایرانیان را مورد بررسی قرار داده و گفتهاست:«در آیین مهر،رونده از مرحله پسری آغاز می‌کردهو بعد از پشت سر گذاشتن گامه‌ها،به مرحلۀ پدری-پیرطریقت-می‌رسیده. که مولانا نیز این نکته را متذکر شده و گفته: {Sکه خلیل او بر آتش چو دخان بود سواره#که خلیل مالک آمد بکفش عنان آتشS}بخش اول کتاب با این بحث به پایان آمده،سپسدر بخش دوم در مورد شیخ عطار و خواجه حافظ شیراز،به تفصیل سخن رانده و با استناد به سخنان ایشانگرایش شدیدشان را به آیین زردشتی بیان داشته است. مولانا چنین گفت: {Sهفت می‌شد فرد می‌شد هر دمی#من چنان می‌گشتم از حیرت همی#بعد از آن دیدم درختان در نماز#صف کشیده چون جماعت کرده ساز#یک درخت از پیش مانند امام#دیگران اندر پس او در قیامS}نویسنده در بیان این قصه نمادین[دقوقی]گرفتاردو خطار گردیده."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.