Skip to main content
فهرست مقالات

نقدها را بود آیا که عیاری گیرند؟

نویسنده:

(4 صفحه - از 30 تا 33)

خلاصه ماشینی:

"1. در بند«الف»ناقد محترم در نقد این عبارت نگارنده: «اهل سنت که وفات حضرت(ص)را به منزله پایان وحی و انقطاع تشریع می‌پنداشتند»فرموده‌اند:«ظاهر بخش اول‌ حاکی از آن است که شیعیان وفات پیامبر(ص)را پایان‌ وحی و انقطاع تشریع نمی‌دانند!کدام مسلمانی است که‌ معتقد به پایان وحی و انقطاع تشریع پس از پیامبر(ص) نباشد؟»آری ممکن است در بدو امر و بدون در نظر گرفتن‌ عبارات بعدی نگارنده چنین معنایی از آن برداشت شود،اما به قرینه آنکه«هیچ مسلمانی بدین معنا معتقد نیست»و به‌ ضمیمه عبارات بعدی-که گویا مورد غفلت ناقد قرار گرفته‌ و باعث به جوش آمدن غیرت دینی ایشان شده-معنای دیگری‌ نیز قابل فهم است که همان مراد نگارنده است و به دلالت‌ تصدیقی،مخاطب نیز به همان معنا رهنمون می‌شود. منبعی جز عقل،استحسان‌ها و قیاس‌های عقلانی نیافتند و بدین ترتیب در ورطه اجتهادات‌ شخصی گرفتار شدند»خطاست؟!آیا مفهومش این است که‌ همه اهل سنت قیاس و استحسان را به یک میزان حجت‌ می‌دانند؟!!برای بیان ویژگی‌های اصول اجتهادی فقه سنی، آیا عبارات یاد شده ترجیح دارد یا ذکر تفصیلی تمامی گروهها و اعتقادات آنها؟ ج-در این بند تصریح فرموده‌اند که:«تولد علم اصول در عصر صادقین-علیهما السلام-بوده است نه عصر غیبت‌ کبری»توجه ایشان را به این نکته جلب می‌کنم که آنچه که‌ در زمان امام صادق و امام باقر-علیهما السلام-وجود داشته،بحث‌های جسته و گریخته اصولی-آن هم در حد مباحث الفاظ-بوده و نه علم اصول. » منشاء دو اشکال نخست یکی است،پس پاسخ به هر دو نیز یک چیز خواهد بود:دوست عزیز!اولا:همان گونه که‌ در علم منطق آمده است،ما در میان اقسام کلی،کلی ای‌ داریم که تنها دارای یک فرد است،کلی داریم که دارای چند فرد است،و حتی کلی داریم که دارای هیچ فردی نیست،آیا این باعث شگفتی شما نمی‌شود؟بنابراین اگر عنوان کلی‌ «معصومان(ع)»یا«اصحاب و یاران امام حسین(ع)»را به‌ عنوان یکی از مصادیق صحابه به کار بردیم،و از آنها حتی‌ یک فرد را اراده کردیم-تا چه رسد به سه فرد-هیچ‌ خطایی نکرده‌ایم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.