Skip to main content
فهرست مقالات

ادب و فلسفه از نقد جدا نیست و نقد از فلسفه!

مصاحبه شونده:

(6 صفحه - از 14 تا 19)

خلاصه ماشینی:

"چرا با آن همه سابقه این همه دیر؟ شاید بدان سبب که ما،صرف نظر از تعارف‌ها وشعارها،در واقع نه چندان با نقد میانه‌ای داریم،نهچندان با فلسفه!نقد در نظر ما یا ستایش است یانکوهش؛ستایش و نکوهش صاحب اثر،و به تبع آنستایش و نکوهش صاحب اثر،بر حسب آنکه نسبت بهصاحب اثر نظری مثبت داشته باشیم یا نظری منفی وچنین است که آثار مورد انتقاد ما یا مجموعۀ محاسناست یا کل معایب!اگر صاحب اثر چون ما بیندیشد و بهجمع ما تعلق داشته باشد اثرش بی‌دلیل یا دست کم،کم نظیر است،اما اگر صاحب اثر چون ما نیندیشد و بهاصطلاح جزء ما و با ما نباشد کتابش متاب است وشعرش معر و تحقیقش هم لابد محقیق!یعنی کهمتکلم‌وار از پیش تصمیم می‌گیرد که برکشیم یافرو کوبیم،بستاییم یا نکوهش کنیم،مورد تأیید قراردهیم یا مورد تکذیب و دریغا که تا فیلسوفانه بنگریم وبی‌طرفانه تحری حقیقت کنیم و به نقد عالمانهبپردازیم و یک اثر را و یک موضوع را چنانکه هستبنگریم و نقطه‌های قوت و ضعف آنرا،با هدف رفعکاستی‌ها و به قصد اعتلای کار بنماییم فرسنگ‌هافاصله داریم،و این از آن روست که با فکر فلسفی بسیبیش از فرسنگ‌ها دوریم و لاجرم از نگرش بی‌طرفانه،مهجور!تا آنگاه که فلسفه را از مقولۀ بافتن بشماریم وبا لحنی که هر یک از ما با آن آشناتر از دیگری است ازفلسفه‌بافی سخن بگوییم و فرزند راستین اندیشه و تعقلو فریادرس انسان را چیزی بیشتر از هرزه درایی و کاریبیشتر از روده درازی و بی‌معنی‌گویی به حساب نیاوریموضع از این که هست بهتر نخواهد شد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.