Skip to main content
فهرست مقالات

حسرت بر جنب و جوش گنجشکها

نویسنده:

(3 صفحه - از 43 تا 45)

خلاصه ماشینی:

")از نه داستانی که نام بردیم راوییا شخصیت اصلی شش داستان آن کودک است و اینامر نشان می‌دهد که حس و حال داستان‌سرایی در وجودنویسنده برای ترسیم دوران کودکی بارزتر بوده است وهر قدر نویسنده به زمان حال نزدیک‌تر شده،مفهوم‌پردازی و اندیشه‌ورزی ذهن او را بیشتر به خودمشغول کرده است و جستجو برای تعیین جایگاه خود درجهان برایش مهم‌تر شده است. راه چاره را نبایست همچون رمانتیست‌ها فقط درپناه بردن به گذشته دانست(گریز به دوران کودکی)یاهمچون شخصیت اصلی دساتان گلساری در برزخ باقیماند:«هنوز نمی‌تواند این طرف مرز را بپذیرد،پذیرفتناین یعنی زیر سؤال بردن همه ارزش‌های یک نسل، {UU}حسرت برجنب و جوش گنجشکها نه آبی،نه زرد قدسی قاضی‌نور انتشارات قطره چاپ اول 1377 &%01725AMKG017G% نسلی که خود نمونه‌ای از آن است. مثلا در همین داستانگلساری به جای آن که خصایص فردی و منش دوشخصیت اصلی داستان نشان داده شود و تعارضفرهنگ‌های آن دو در عمل داستانی آشکار شود،فقطرابطه آن دو به صورتی کلی مطرح شده است و ما خبریاز هویت ویژه دو شخصیت منفرد و ملموس نداریم و بههمین دلیل آنها برای ما ملموس نیستند و دور ازدسترش به نظر می‌رسند. »(ص 129) اگر در این داستان راوی این قدر باهوش است که تعبیریاد شده را به کار ببرد،پس چرا تا آخرین لحظه داستاننمی‌تواند بفهمد که شعبان برای خواستگاری ازخواهرش آمده است و برخوردهای گذشته‌اش با او بهخاطر علاقه به خواهر او بوده است؟ پس باید پذیرفت هک نوشتن از منظر کودک بهقواعد ویژه‌ای نیاز دارد و نویسنده نمی‌تواند به سادگیذهنیت خود را در کودکان فرافکنی کند و یا دست بالافقط ابعاد کنش‌ها را کوچک و کودکانه کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.