Skip to main content
فهرست مقالات

خاطره

نویسنده:

(1 صفحه - از 47 تا 47)

کلید واژه های ماشینی : خاطره، قرآن، تلاوت، سرباز، عراقی‌ها، اردوگاه، نگهبان پشت پنجره، صدای بلند دعا و قرآن، صدا شروع به تلاوت قرآن، صدای هق‌هق گریه، قرائت قرآن، ساکت، بچه‌ها حسابی حال پیدا، سرباز نگهبان، بچه‌ها متوجه، سرباز عراقی، متوجه، بچه مسلمان‌ها، صدایی خوش عطا، دقیقه، سر و کله نگهبان، سرباز سر، نگهبان پیدا، قبله و سر، پشت سر، کلاس‌های آموزش قرآن، قرآن شرکت، معلمان در کلاس‌های آموزش، زود رشد، راهنمایی بزرگ‌ترها و معلمان

خلاصه ماشینی: "آمد پیش من و گفت:«حاجی!من هم مثل خیلی از دیگر بچه مسلمان‌ها، قرآن و تلاوت آن را دوست دارم و از موقعی که متوجه شدم، خداوند به من صدایی خوش عطا کرده، تصمیم گرفتم که یک جوری شکر این نعمت را به جا آورم. عراقی‌ها همان ساعات و روزهای اول ورود به اردوگاه اعلام کردند، اگر بفهمیم کسی با صدای بلند دعا و قرآن می‌خواند، ما می‌دانیم و او. لازمه‌اش این بود که مواظب باشم تا کسی متوجه نشود، من قاری قرآن هستم. می‌دانستم اگر بچه‌ها متوجه شوند، رهایم نخواهند کرد، خصوصا این که عراقی‌ها حتی یک قرآن هم در دسترس بچه‌ها نگذاشته بودند. دل را زدم به دریا و گفتم:بچه‌ها!به این شرط قرآن می‌خوانم که همه رو به قبله و سر به سجده بنشینید و اگر نگهبان پشت پنجره آمد و داد و فریاد کرد، کسی توجه نکند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.