Skip to main content
فهرست مقالات

اینجا گنجشک ها نفس میکشند

نویسنده:

(4 صفحه - از 58 تا 61)

خلاصه ماشینی:

"آیا می‌توان یک اثر از یک نویسنده را پیش متنی دانست که پس متن‌های آن نویسنده همواره به آن ارجاع دارند خود آگاه یا ناخود آگاه؟با طرح این مقدمه کوتاه به سراغ رمان نفس نکش بخند بگو سلام نوشته حسن بنی عامری می‌رویم. شخصیت ثمین در آغاز همچون یک آینه شکسته‌ای است-یادمان باشد برخی چنین تعبیری را در مورد حقیقت به کار می‌برند-که راوی شروع به جمع آوری تکه‌های شکسته از طرق گوناگون می‌کند و در نهایت مثل یک پازل چهره ثمین -آعلیجان هم همین طور-برای خواننده مشخص می‌شود و شکل می‌گیرد. به عبارتی و از سویی جنبه‌های کلاسیک و سنتی روایت نوشتن را واپس می‌زند و از طرفی آنها را پیش می‌کشد، درست است که این حادثه مرکزی در سنت داستان نویسی چندان جایگاهی ندارد اما شگفت اینکه بنی عامری به حق با روایتی نقال گونه که پای در سنت دارد این حادثه را باور پذیر می‌کند. در رمان اخیر نیز این سه قلوهای میرزا هستند که نقالی‌های زیادی را به خود اختصاص داده‌اند-نمی‌دانم چرا نویسنده از نقالی در یک پرده سخن گفته است، به نظرم باید از چند پرده سخن می‌گفت، یکی از این پرده‌ها و شاید چند تا از این پرده‌ها به سه قلوها اختصاص دارد-در همین اثر میر محمد و لیلی نیز صاحب دو قلوی دختر و پسری هستند که نقش چندانی در داستان ایفا نمی‌کنند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.