Skip to main content
فهرست مقالات

دمی با صفا با مصفا

نویسنده:

(6 صفحه - از 74 تا 79)

کلید واژه های ماشینی : شعر، مصفا، شعرهای دکتر مصفا، تقلید، درد، مرثیه‌های، مرحله میان تقلید و نوآوری، اجتماعی، شعر مصفا، انسان

خلاصه ماشینی:

"درباره ارزش مرثیه‌های مصفا باید گفت که شاعر در بیشتر مراثی خود صادق است نه متملق، ولی این صداق به معنی این نیست که او شاعری است عاطفی، بلکه مرثیه‌های او درباره اشخاص از گریه و زاری و اندوه به دور است و جز اندکی از آنها صبغه حزن اندک است، از جمله مرثیه‌ای که در مرگ بدیع الزمان کردستانی سروده است:ابن العمید دیگر عبد الحمید ثانیابن العمید دیگر عبد الحمید ثانیبی‌مثل در بلاغت بی‌بدل در معانیاستاد در درایت حماد در روایتدر حسن خلق آیت از مکرمت نشانیبهتر ز بو المعالی در نثر و در ترسلمهتر ز بن مقفع هنگام ترجمانیدر حفظ بس توانگر ام الکتاب دیگرام الکتابش از بر از ناس تا مثانیجسته به پای عزت از بند حرص و شهوترسته به بال همت از ورطه امانیکرده فدای بینش بنیان تندرستیداده به راه دانش سرمایه جوانیمست شراب حیرت بی‌زحمت چمانهمدهوش جام وحدت بی‌منت چمانیای آنکه مرد مردان با فربو سعیدیسلطان اهل دردان با فره کیانیمشکین شمیم عفت بر آسمان گشاییرنگین کمان فطنت تا کهکشان کشانیشرمنده عبارت هر سیم سد عیاریدرمانده نگارت هر زر بیستگانی 1همچنین در مرثیه‌ای که در رثای رهی معیری به عنوان نحل مضمون سروده است:شد رهی راهی دیار دگربار نگشوده بست بار سفرای دریغا کنون هزار شب استکاین هزار سخن به تاب و تب استخواب خوش می‌رهاند از دردشنیست درد دگر هم آوردشدلش از زندگی به جان آمدتا ز مرگش خط امان آمدعاشق سعدی و نظامی بودنامش از نام این دو نامی بود 2فخر:مصفا در زمینه فخریات اشعاری دارد که در آن غرور سرکشی خود را بیان کرده و به فضل و دانش و تفوق برتری خود در عالم شعر و ادب مباهات می‌کند، از جمله آن فخریات، شعر ذیل با عنوان با یاد سناییو سنا است:عافیت سوز جهان بودم مرا نشناختندرند بی‌نام و نشان بودم مرا نشناختندصوف پوش بی‌صفا یا زاهد ظاهرپرستنه چنینم نه چنان بودم مرا نشناختندکنج خلوت سر به زانوی قناعت داشتمچند گنج شایگان بودم مار نشناختندپر کاهی زرد و لرزان روی خاک راه دوستآب روی کهکشان بودم مرا نشناختنداختران و مهر و ماه از لفظ و معنی ساختمدر زمین چون آسمان بودم مرا نشناختندگوهر نادر چو کوه نور و چون دریای نورتحفه هندوستان بودم مرا نشناختندسوخته بر باد رفته پی سپرد خاک‌سارملک جم فر کیان بودم مرا نشناختندعاشق ایران زمین سودایی خاک و وطنقیروان تا قیروان بودم مرا نشناختندمحو مردم دوستی شیدای آزادگیشاعر آزادگان بودم مرا نشناختندمرحله میان تقلید و نوآوری:مصفا در وصف و توصیف حالات میان قدیم و جدید قرار دارد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.