Skip to main content
فهرست مقالات

نسبت حقیقت و باز گفت آن

نویسنده:

(4 صفحه - از 108 تا 111)

کلید واژه های ماشینی : حقیقت ،کی یرکگور ،عارفان ،مولانا ،مخاطب ،شعر ،غزل ،انسان ،تخاطب ،سنتی ،شوق ،غزلیات مولانا ،شیوه ،زبان ،مخاطب عینی ،کار بیان حقیقت عینی ،نسبت حقیقت ،بیان ،فرهنگ‌های سنتی ،حقیقت عینی ،مقام مخاطب عینی ،بیان حقایق سوبژکتیو به کار ،بیان حقیقت ،بازگفت حقیقت ،شوق گفتن ،تخاطب مرموز ،شیوه ابژکتیویستی ،علوم انسانی ،شیوه برخورد با عقلانیت جدید ،یرکگور و محوریتی

خلاصه ماشینی:

"چه آنکه به دریافت لقب«استاد»مفتخر شده است، تا پیش از دریافت این عنوان، از لحاظ انسانی همان بوده که پس از دریافت آن!و حال آنکه در فرهنگ‌های سنتی، می‌توانستیم سراغ دانشی را بگیریم که ارتقاء در مراتب بهره‌مندی از آن، معادل و مستلزم تحولی وجودی بوده است. اما با توجه به اینکه گفتار ما حاوی حقیقت سوبژکتیو است، و این حقیقت دقیقا به خاطر درونی بودنش و به این خاطر که آن را«به تفرید باید جست!» 2 هرگز به معنای درست کلمه از طریق گفتار منتقل نمی‌شود، و کلام هرگز معبر این حقیقت قرار نمی‌گیرد، این پرسش پیش می‌آید که:پس هدف از بازگفت چنین حقایقی چیست؟!حقیقت ابژکتیو را می‌توان با کلام منتقل کرد. از این جهت است که حضرت شعر و ترانه‌اش را، در ردیف ذکر و تسبیح می‌داند و می‌فرماید: در دست همیشه مصحفم بود از عشق گرفته‌ام چغانه اندر دهنی که بود تسبیح شعرست و دو بیتی و ترانه اما انسان به سهمی از حقیقت می‌رسد(سطح دوم)که تمامی شوق او معطوف به نفس حقیقت می‌شود. پس پاسخگویی دوباره او، آن هم بدون آنکه مخاطب قابل، محرک باشد، تنها می‌تواند ناشی از شوق بسیار او به این حقایق باشد که گویی بازگویی آن را دوست دارد و یا برای خود مفید می‌بیند. اساسا وقتی تخاطب، متعارف نباشد، یعنی مخاطب عینی در کار نباشد، سه نوع تخاطب دیگر می‌تواند مطرح باشد: 1-تخاطب مستقیم 2-تخاطب عام 3-تخاطب مرموز در تخاطب مستقیم شخص با«من»ego خود صحبت می‌کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.