Skip to main content
فهرست مقالات

مولوی، حقیقت و تأویل

نویسنده:

(5 صفحه - از 42 تا 46)

کلید واژه های ماشینی : تأویل، مولانا، مولوی، تنگی، شعر، قرآن، غزلیات شمس، خواننده، هرمنوتیک، گندم

خلاصه ماشینی:

"او یک بار،گفت خویش را به مثابهء آیینه می‌داند که هر کس حال خود را«متناسب با اوضاع و احوال‌ خویش»در آن می‌یابد: من و گفت من آیینه است جان را بیابد حال خویش اندر بیانم 14 1 l در این شعر می‌توانیم جان را مجازا انسان فرض کنیم که قادر است‌ با تأمل و دقت در گفته‌ها و سخنان مولانا آیینه‌ای برای خود حاصل‌ کند تا آن آینه بی‌هیچ روی و ریا،نمودار احوال و شخصیت او باشد. مثال‌ اول،همان شعری است که در عنوان این مقاله ذکر شد: در دل اگر تنگی است،تنگ شکرهای اوست‌ ور سفری در دل است،جز بر دلدار نیست 23 در این بیت،مولانا با کمک ذهن تأویل‌گرای خویش،«تنگی»دل‌ را به تنگی و ملال واقعی که تنگ شکر معرفی می‌کند و به این وسیله، 1 l خود را تسکین می‌دهد و به طور ضمنی،به تمام خوانندگان شعر خویش‌ توصیه می‌کند که دل آدمی تنگ‌تر از آن است که جایگاه اندوه و ملال‌ باشد. مثلا او در بیتی نامنامه خود را«فرح اندر فرح اندر فرح»معرفی می‌کند: مادرم بخت بده ست و پدرم جود و طرب‌ فرح بن الفرح بن الفرح بن الفرحم 24 مثال دوم بیت ذیل است: آمده‌ام که سر نهم،عشق تو را به سر برم‌ ور تو بگوییم که نی،نی شکنم شکر برم 25 مولانا در این بیت،به وسیلهء نوعی«بازی زبانی»بین«نی»(به‌ معنای نه)و«نی»به(معنای نیشکر)،تردیدی برای خوانندهء شعرش‌ باقی نمی‌گذارد که اولا ذهن و اندیشه و مشرب او پیوندی سخت و تنگاتنگ با سنت«تأویل»دارد و ثانیا وی از تأویل در مسیر مثبت‌ آن،یعنی توجیه به خیر و شادی استفاده می‌کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.