Skip to main content
فهرست مقالات

شناس

نویسنده:

(4 صفحه - از 54 تا 57)

کلید واژه های ماشینی : داستان، زن، راوی، دختر، کودک، متن، ادبی، نشانه‌ها، زبان، مجموعه

خلاصه ماشینی: "(زرین)دختری که باردار است، به عنوان شخصیت محوری این داستان به گونه‌ای ساخته و پراخته شده است که به تدریج تا پایان داستان در هاله‌ای از رمز و راز استحاله می‌یابد؟و در پایان داستان همچون استفهامی بزرگ باقی می‌ماند(فقط خا عالم است این دختره اصلا کی بود، از کجا آمد و آخر سر به کجا رفت؟!) د رتمام طول داستان این کارکتر محوری(زرین) حتی یک کلمه هم نم گوید حتی معدود حرکاتی را هم که از او می‌بینیم با یک واسطه و از پشت فیلتر نگاه راوی داستان است، خانم قدیری با انتخاب زاویه دیدی دقیق(او شخص فاعل)-یعنی روایتگری که خود یکی از کارکترهای داستان است-زیرکانه زمنیه را برای استحاله سکوت کارکتر محوری داستان فراهم کرده‌اند، زیرا راوی هر آنچه را که بخواهد می‌تواند نگوید. -چنین گزاره‌ای ما را به یاد چه می‌اندازد؟- برخی می‌گویند حقه بازی است، بعضی می‌گویند- کودکی نظر کرده سات، حتی در آن شلوغی لته‌هایی به چفت و لولای در اتاق زرین گره زده‌اند، اما این همه مردم چرا و چگونه به این خانه هجوم آورده‌اند؟بیوه زن راوی داستان می‌گوید(عزت)که برای خبر کردن پدر و مادرش رفته بود خبر چه بوده است که اینگونه مردم را به این خنه کشانده است؟مگر(عزت)چقدر فرصت داشته که تمامی مردم شهر را خبر کند. هیچ دلالت مستقیمی به حضرت مریم وجود ندارد ولی هاله‌ای آسمانی به وسیله ظرافتهای ادبی در کارکتر زمینی تداعی می‌شود و چیزی پدید می‌آید که نه این است و نه آن، بلکه تنها انگاره‌ای ادبی است، زاییده ذهن من خواننده، چیزی است که به مجموعه انگاره‌های هستی اضافه شده است و در لایه‌های ذهن مدرک باقی می‌ماند، انگاره‌ای که باعث می‌شود پس از آن ادراک من خواننده از نوع زن به علاوه زنی دیگر باشد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.