Skip to main content
فهرست مقالات

صبغه حماسی در شعر معاصر فارسی

نویسنده:

(6 صفحه - از 26 تا 31)

کلید واژه های ماشینی : رستم، سهراب، داستان رستم و سهراب، عشق، تهمینه، مادر، مهرۀ، داستان، درد، قصه

خلاصه ماشینی:

"6 ***می‌رسیم به ورق زدن روایت کسرایی از این داستان:عنوان«مهرۀ سرخ»که برپیشانی این مجموعهمی‌درخشد،همن مهره‌ای است که رستم هنگام ترکسمنگان و جدا شدن از تهمینه-که گویا خود نیزواپسین دیدار می‌دانسته-به وی می‌سپارد تا یادگارباشد از پدر،برای فرزندی که در راه است:{Sبه بازوی رستم یکی مهره بود#که آن مهر اندر جهان شهره بود#بدو داد و گفتش که این را بدار#اگر دختر آرد تو را روزگار،#بگیر و به گیسوی او بربدوز#به نیک اختر و فال گیتی فروز#ورایدون که زاختر برآمد پسر#ببندش به بازو نشان پدرS}رضا انزابی نژاد صبغۀ حماسیدر شعر معاصر فارسی کسرایی در این اثر خود-همان‌گونه که در آرشکمانگیر-آغازی بسیار درخور و مناسب برگزیده،آغازی،یادآورندۀ پایان قصه‌های خر شبینه،و آنعبارت معهود و مکرر ماردبزرگ که:«قصۀ ما به سررسید،کلاغه به مقصد نرسید»!کسرایی در آغاز روایتخود،نوای غمین خود را با آوای نرم مادربزرگ در پایانقصه‌ها در آمیخته،پایانی در آغاز،و به تعبیری یکپارادوکس! و این همان پرسش تلخ حکیم توس است که خروشید:«اگر مرگ داد است،بیداد چیست»و همان اعتراض درگلو گره خوردۀ خیام که:{Sجامی است که عقل آفرین می‌زندش#صد بوسه زمهر برجبین می‌زندش#وین کوزه گردهر چنین جام لطیف#می‌سازد و باز برزمین می‌زندشS}در اینجا،راوی سوگنامه،تهمینه را از صحنه بیرونمی‌برد و با ترکیب بدیع«قد می‌کشد گیاه شب ازخاک‌های دشت»شب تاریک و تنهایی سهراب وناشکفتن گل انتظار،و آواز خاموش او را زا گلوی باد بهطنین می‌آورد که سهراب پدر را فرامی‌خواند تا بازآید ودمی بالای سرپسر نشیند و پیش ناکسان دست و زبانالتماس نگشاید:دیگر به جز ستاره کست دستگیر نیستنه،آب خود مبرای مرد دربدر!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.