Skip to main content
فهرست مقالات

خدا در حوالی مرگ و عشق

نویسنده:

(4 صفحه - از 96 تا 99)

کلید واژه های ماشینی : خدا، عشق، یونس، مرگ، پارسا، حوالی مرگ و عشق، خدا در حوالی مرگ، داستان، مهتاب، شکها

خلاصه ماشینی:

"آیا فقط خودکشیپارسا جرقۀ این آتش تردید است؟در طول داستان می‌بینیم که هروقت یونس با پدیده‌ای غیرطبیعی یا نامطلوب روبه‌رو می‌شود ناگهاناز خود می‌پرسد:«آیا خدا وجود دارد؟»مثلا با دیدن یک کودکعقب‌مانده،خیابانهای به هم ریخته،سرطان جولیا و خودکشی پارسا. یونس ناگهان ارتباط شدید مرگ و خدا را می‌فهمد: «اگر خداوندی وجود داشته باشد،مرگ پایان همه‌چیز نیست ودر این شرایط اگر من همۀ عمرم را با فرض نبود او بگذرانم،ریسکبزرگی است. باتوجه به اینکه نویسنده در همه جای داستان یک توصیف حرکتیدارد،مثلا خود را ملزم می‌داند که تصویری عمل کند و به خوانندهبگوید که شخصیتها در حین گفت و گو دقیقا در حال انجام چه کاریهستند،کل کار به شدت تصویری شده است. اما نمادین بودن فضاسازی،به تفهیم درگیری ذهنی یونس کمکخوبی کرده است،صحبت کرم و گنجشک در قصه رایو،پسرکی کهبادبادک هوا می‌کند،تصویر چگونگی از بین بردن علفهای هرز هنگامنماز خواندن سایه،خواندن آگهی مرگ توأم با رابطۀ یونس وسایه،پیچیدن بوی یاسمن در ماشین هنگام مرگ منصور،خودکشی فرداعدامی در دادگاه،افتادن نور کامیون در ماشین هنگامی که علی رضاجواب سؤالهای یونس را می‌دهد،بالانشینی بعضی از شخصیتها وتصویرهای نمادینی که مهتاب کرامتی توصیف می‌کند و بسیاری ازتصویرهای نمادین این اثر،آگاهانه انتخاب شده‌اند و حال و هوایخاصی به داستان داده‌اند و از سویی کاملا منطبق با ذهنیت و حال و یک‌جور حرف می‌زنند و با توجه به حرکتی بودن توصیفهانمی‌توانیم تصور کنیم که این شخصیتها از لحاظ ظاهر چه تفاوتهاییبا هم دارند،زیرا همۀ آنها شبیه هم فکر می‌کنند و حرف می‌زنند. مهرداد با(به تصویر صفحه مراجعه شود)وجود اینکه کمتر حرف می‌زند و از لحاظ اعتقادی با بقیۀ شخصیتهافرق می‌کند اما او هم مثل آنها حرف می‌زند،رانندۀ تاکسی هم که بهمهرداد می‌رسد حرفهای فلسفی می‌زند،مثلا فرض کنید چقدرمحتمل است که رانندۀ تاکسی بگوید: «وزن کارها را حس می‌کنم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.