Skip to main content
فهرست مقالات

در خلوت راوی

مصاحبه شونده:

(8 صفحه - از 54 تا 61)

کلید واژه های ماشینی : رمان، داستان، زن، کلاریس، راوی، امیل، زبان، پیرزاد، چراغ‌ها، شخصیت، مادر، کتاب، زبان داستان، دختر، زویا پیرزاد، قهرمان، آرامش، خانم پیرزاد، اثر، خوب، زندگی، مرد، خانم سیمونیانبه زبان داستان، کلاریس با شخصیت رمانی، ذهن کلاریس، اثر خانم پیرزاد، رمان چراغ‌ها، کار، امیل و دخترش امیلی، مادر بزرگ امیلی

خلاصه ماشینی: "این چالشی است که درغرب خوانندگان جان بارت،دونالدبارتلمه و کورت و انگات که اصول و قراردادهای رآلیسم سنتی یاساده را برای بیان دقیق و پیچیدگیهای انسان نارسا می‌دانستند، (به تصویر صفحه مراجعه شود)پس از خواندن داستانهای کارور در دهه هشتاد قرن گذشته تجربهکرده‌اند،و بعید نیست خواننده‌های همتای آن ادبیات در اینجا نیز آنرا تجربه کنند و این چیزی است که در مورد رمان چراغ‌ها را منخاموش می‌کنم خانم زویا پیزاد صدق می‌کند. کلاریس به هیچ وجه نشان نمی‌دهد که برخورد و(به تصویر صفحه مراجعه شود)برداشت خودش با خانم سیمونیان چیست،فقط قرباغه‌ها هستندکه قور می‌زنند و وقتی که خانم سیمونیان عصبانی می‌شود و باصدای بلندتری،بازگست امیلی به خانه را طلب می‌کند،باز هم اینقرباغه‌ها هستند که بلندتر ازپیش قور می‌زنند و در همان صفحۀ 15وقتی پای تهدید مادر بزرگ امیلی به میان می‌آید،باز قورباغه‌هاهستند که دیگر صدا نمی‌کنند خوب است این نکته را از خود کتاببشنویم؛می‌گوید:«دستش را جلو آورد. اماتلاش پیرزاد انگار به تمامی متوجه آن است که به عریان‌ترین،بی‌پیرایه‌ترین و زنده‌ترین نمونه فارسی که ناگزیر نزدیک‌ترین نمونهبه هستۀ مرکزی و گفتاری این زبان هم هست،راه برد و سالم‌ترینجلوۀ آن را برگزیند،و ظاهرا خودش هم انگار می‌داند که دارد چهمی‌کند؛چون بارها و بارها در کتاب خود متذکر می‌شود که این کلمهکه درفلان جا به کار بردم،همان نبود که من به طور معمول به کارمی‌برم ."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.