Skip to main content
فهرست مقالات

سوترا، سوره امید

نویسنده:

(6 صفحه - از 82 تا 87)

خلاصه ماشینی:

"در این داستان ناخدا عبدل چون دده سیاه و علی شخصیاست محنت کشیده و ناکام که از جلوه‌های فقر و ستم به دنیایرنگین و جادویی پریان گریخته و در واقع گمشدۀ زندگی‌اش را درعشق به پریزادی جست و جو می‌کند که در عالم واقع دست نیافتنیاست. البته تفاوت ظریفی را در دو داستان شاهدیم و آن اینکه در«شهری چون بهشت»سرانجام دده سیاه-مهرانگیز-با همین رؤیا وخیال می‌میرد و در واقع افسانه خویش را به گور می‌برد،اما درداستان«سوترا»سرانجام زندگی ناخدا با همین خیال به پایاننمی‌رسد،بلکه دگرگونی درونی و تحول بینشی که در پایان داستانبه او دست می‌دهد،ناخدا را از رؤیا و خیال دور و به واقعیتهایزندگی نزدیک می‌کند. (به تصویر صفحه مراجعه شود) با گسترش طرح،«نقطۀ اوج»داستان زمانی است که بر او وحیمی‌شود و او آنچه را که می‌شنود روی کاغذ می‌آورد و به این ترتیبمرکب زار به زیر می‌آید و او نجات می‌یابد و سرانجام با پیوستن او بههواخواهان طاهر خان و آغاز دور تازه‌ای از فعالیتهای سیاسی،داستانبه مرحلۀ«گره گشایی»می‌رسد. »(ص 285)بدین ترتیب زنان وچگونگی رابطۀ آنها با مردان در واقعیت این داستان،درست نقطۀمقابل تصویری است که ناخدا عبدل از پری دریایی در ذهنا مجسممی‌کند:«اگر من یک پری دریا دیده باشم که زنی عمگسار و مهربانو خنده‌رو و فهمیده بود،نق به جانم نزده،من هم هوایش را داشتمکه بهش بد نگذرد،نه من خواسته‌ام او را اسیر خودم بکنم و نه او مرااسیر کرده،به کجای دنیا برمی‌خورد و به چه کسی ضرر می‌رساند؟اگر پریزادی دیده باشم که به من گفته باشد غصه نخور ناخدا،دنیایبهتری در پیش است،دنیای زنی شاد و غمگسار و همراه مرد،نه بردۀاو،دنیای مردی برازندۀ چنان زنی،دنیای بچه‌هایی شاد و سیر وپوشیده و عزیز و نه بی‌پناه..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.