Skip to main content
فهرست مقالات

جرعه جام

نویسنده:

(6 صفحه - از 102 تا 107)

کلید واژه های ماشینی : جامی، جرعه جام، عشق، اشعار، عاشقان، عرفان، دیوان، دیوان شعرش غزل عاشقان، صوفیان، غزل

خلاصه ماشینی:

"جامی نیز عاشقانه‌ترین ستایشها را از حضرت امیر نموده است:جامی از قافله سالار ره عشق تراگر بپرسند که آن کیست؟علی گوی علیشیر خدا شاه ولایت علیصیقلی شرک خفی و جلیقد بدا مشهد مولای انیخو اجملیکه مشاهد شد از آن مشهدم انوار جلیو به حضرت امیر می‌گوید:خوشحالم از تلافی خدام روضه‌اتباشد کنم تلافی عمری که شد تلفو این خاکساری:جادو جوار او کن و فارغ شو از بلادم از ولای او زن و فارغ شو از ندماز عاصیان امت احمد کمینه ایستبر روی ترحمی بکن ای قبله اممجامی غلام تست نه مداح یا علیاو را چه حد لاف غلامیت بلکه کمو یا این ستایش قلبی زیبای وی:اصبحت زائرا لک یا شحنه النجفبهر نثار مرقد تو نقد جان به کفتو قبله دعایی و اهل نیاز راروی امید سوی تو باشد ز هر طرفمی‌بوسم آستانه قصر جلال تودر دیده اشک عذر ز تقصیر ما سلفگر پرده‌ها چشم مرصعع به گوهرمفرش حریم قبر تو گردد زهی شرفخوشحالم از تلافی خدام روضه‌اتباشد کنم تلافی عمری که شد تلفرو کرده‌ام ز جمله اکناف سوی توتا گریم از حادثه دهر در کنفبر روی عارفان ز تو مفتوح گشته استاباب کنت کنز به مفتاح من عرفخصم تو سوخت در تب تبت جو بولهبنادیده از زبانه قهرت هنوز تفرفت از جهان کسی که نی پی‌بر پی تو رفتلب پر نفیر یا اسفا دل پر از اسفناجنس را چه حد که زند لاف حب تواو را بود به جانب موهوم خود شعبمشکل بود زخوان نوالت نواله یابخر سیرتی که دیده برآبست یا علفجامی ز آستان تو کانجا پی سجودهر صبح و شام اهل صفا می‌کشند صفگردی به دیده رفت و به حبیب صبا نهفتاهدی الی احبة اشرف التحفخالی از لطف نیست که در پایان، گفته‌های وی را درباره تخلصش یاد کنیم که فرمود:مولدم جام و رشحه قلممجرعه جام شیخ الاسلامی استلاجرم در جریده اشعاربه دو معنی تخلصم جامی استبه جز این دو مورد(تولد در جام و ارادت به شیخ احمد جامی معروف به ژنده پیل)شوق به جام ساقی لم یزلی را نیز علت تخلص خود یاد کرده است:ز شوق جام تو«جامی»همی نهم لقب خودبدین وسیله اگر جرعه‌ای زجام تو یابمآن وقت شاه اسماعیل صفوی درباره چنین شخصیت ممتاز و فرزانه‌ای گفته بود(در فتح هرات)هر جا نام جامی دیدند آن را خامی کنند که خواهر زاده جامی، مولانا هاتفی، این دو بیت را گفته، برایش فرستاده بود که در کتاب تحفه سامی اثر سام میرزا پسر شاه اسماعیل که برخلاف پدر به جامی ارادت داشته، آمده است:پس عجب دارم از انصاف شه کشور گشایآنکه گردون بر درش عمری غلامی کرده استکز برای خاطر جمعی لوند ناتراشنقطه جامی تراشیده است و خامی کرده استوی پس از عمری خدمت به عالم علم و ادب و عرفان و به جا گذاشتن آثاری ارزنده در 18 محرم 898/1492 در هرات به دیدار معشوق ارزنده در 18محرم 898/1492در هرات به دیدار معشوق خویش شتافت و کنار استاد و مرشدش مولانا سعدالدین کاشغری با مراسم باشکوهی به خاک سپرده شد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.