Skip to main content
فهرست مقالات

گذر از گریوه های هفت شهر عشق

نویسنده:

(8 صفحه - از 122 تا 129)

کلید واژه های ماشینی : سلیمان، عطار، استعاره، منطق‌الطیر، دریا، عصای، دیوان، فتنه، ترک، قافیه

خلاصه ماشینی:

") با توجه به شواهد زیر کم کاستی به معنی نقصان است: کم کاستی تو باشد ای بی حاصل‌ هر چیز که از خویش درافزایی تو (مختارنامه،ص 435) نظامی: از کجی افتی به کم و کاستی‌ از همه غم رستی اگر راستی (مخزن‌الاسرار)17 سنایی: در لباس شیر مردان در صف کم کاستی‌ همچو نامردان گریبان خشک و تردامن مباش (در اقلیم روشنایی،ص 70) عطار: ور سر کم کاستی داری درآی‌ زانکه اینجا هست افزون آمدن تا نیابی در فنا کم کاستی‌ در بقا هرگز نبینی راستی (منطق‌الطیر،دکتر گوهرین،ص 238) شاید در اصل کم و کاستی بوده است: چنین گفت کز داور راستی‌ شما را مبادا کم و کاستی (فردوسی)18 21-بیت 4315: جاه او دو رخ نهاده ماه را مه دو رخ بر خاک ره آن شاه را در توضیح دو رخ نهادن آمده است:(یا فرزین یا اسب با فیل نهادن) صورت فارسی«طرح عربی»است و طرح یا طرح دادن و طرح کردن‌ عبارت است از اینکه حریف قوی در بازی شطرنج یک دو مهره از مهره‌های کارآمد خود را مانند فرزین(وزیر)یا فیل و رخ و اسب را کنار بگذارد تا حریف ضعیف بتواند در بازی با او تا حدی برابری کند و این کار بیشتر تحقیر حریف است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.