Skip to main content
فهرست مقالات

تکثر و مدارا؛ تجربه گرانبهای قرن ما

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : تنوع ،مارکس ،لیبرالی ،هویت ،سیاسی ،فرهنگی ،فردیت ،وظایف دولتها در حفظ آزادی ،لیبرالیسم نوین و یکسان‌سازی فرهنگی ،اندیشه ،واقعیت تاریخی فردیت لیبرالی ،طبیعت ،تلاشهای همسان‌سازی و یکسان‌سازی فرهنگی ،جامعه ،اسلام ،برشمردن وظایف دولتها در حفظ ،سنتها ،مدرن ،لیبرالیسم نوین دعوت ،هگل ،مارکسیسم و یکسان‌سازی فرهنگی ،ذات ،اندیشه سیاسی مدرن ،تکثر در جامعه ،مارکسیسم و لیبرالیسم نوین ،جماعت اخلاقی شکل ،مارکسیسم و لیبرالیسم ،مارکس برخلاف هگل فردیت ،میلی ،نظریه

این نوشتار با تأکید بر واقعیت داشتن تنوع و تکثر در جامعه، تلاشهای همسانسازی و یکسانسازی فرهنگی را شکستآمیز دانسته و در پایان با برشمردن وظایف دولتها در حفظ آزادی و ایجاد محیط امن برای همزیستی تمام مذاهب و اندیشهها و قومیتها و پرهیز از هرگونه خشونت و سرکوب، به لیبرالیسم نوین دعوت نموده و پذیرش تنوع و کثرت از سوی دولتها را پایههای اصلی صلح و امنیت دانسته است.

خلاصه ماشینی:

"از این منظر همه دستاوردهای متنوع فرهنگی نوع بشر به منزله انعکاسات گذر و تغییرات موقتی در زیربنای اقتصادی و تولیدی جوامع نگریسته میشوند; لذا تلقی مارکس و پیروان او این است که طبیعت اصیل و راستین، به وسیله اشکال تاریخی گوناگونی که انسانها در آن زندگی کردهاند، پنهان، باطل و تحریف گشته است و از این رو مارکسیسم درصدد بود تا میراثهای فرهنگی بشریت (هنر، مذهب سنتها) را محو نماید و یک هویت عام اسطورهای، یعنی انسانیت عام و کلی را در سراسر دنیا محقق سازد. غفلت از چنین دیدگاهی درباره انسانها منحصر به مارکسیسم نیست; بلکه برخی از صور غالب و مسلط لیبرالیسم نوین غربی نیز از توجه به این واقعیت انسانی و عینی غافلاند و خیال فردیت انتزاعی را به شکلی فلسفی در سر میپرورند و به یک انسانیت عام و جهانشمول و عاری از سنتها و میراثهای فرهنگی و فکری و اخلاقی فکر میکنند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.