Skip to main content
فهرست مقالات

تضاد به مثابه عامل وحدت ساختاری (بحثی در ساختار قطعات پروین)

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : قطعه، ساختار قطعات پروین، تضاد، دیوان پروین اعتصامی، مناظره، شعر، ساختار، دیوان، ادبی، شخصیت

خلاصه ماشینی:

"حال از این منظر به یکی از قطعه‌ها توجه می‌کنیم: بنفشه صبحدم افسرده و باغبان گفتش‌ که بیگه از چمن آزرد و زود روی نهفت‌ جواب داد که زود رفتنی بودیم‌ چراکه زود فسرد آن گلی که زود شکفت‌ کنون شکست و هنگام شام خاک رهم‌ تو خود مرا سحر از طرف باغ خواهی رفت‌ غم شکستگیم نیست زآنکه دایه دهر به روز طفیلم از روزگار پیری گفت‌ ز نرد زندگی ایمن مشو که طاسک بخت‌ هزار طاق پدیدآرد ازپی یک جفت‌ به جرم یک دو صباحی نشستن اندر باغ‌ هزار قرن در آغوش خاک باید خفت‌ خوش آن کسی‌که چو گل یک دو شب به گلشن عمر نخفت و شبر و ایام هرچه گفت،شنفت (دیوان پروین اعتصامی،ص 95) سنت گفت‌وگو بین اشیا و جانداران را درادبیات شفاهی و مکتوب‌ هر ملتی می‌توان یافت. محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت‌ مست گفت ای دوست این پیراهن است افسار نیست‌ (به تصویر صفحه مراجعه شود) گفت مستی زان سبب افتان‌وخیزان می‌روی‌ گفت جرم راه‌رفتن نیست ره هموار نیست‌ گفت می‌باید تو راتا خانه قاضی برم‌ گفت رو صبح‌آی قاضی نیمه‌شب بیدار نیست‌ گفت نزدیک است والی را سرای آنجا شویم‌ گفت والی از کجا در خانه خمار نیست‌ گفت تا داروغه را گوییم در مسجد بخواب‌ گفت مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست‌ گفت دیناری بده پنهان و خود را وارهان‌ گفت کار شرع کار درهم و دینار نیست‌ گفت از بهر غرامت جامه‌ات بیرون کنم‌ گفت پوسیده است جز نقشی ز پود و تار نیست‌ گفت آگه نیستی کز سر درافتادت کلاه‌ گفت در سر عقل باید بی‌کلاهی عار نیست‌ گفت می بسیار خوردی زان چنین بی‌خود شدی‌ گفت ای بیهوده‌گو حرف کم و بسیار نیست‌ گفت باید حد زند هشیار مردم مست را گفت هشیاری بیار اینجا کسی هشیار نیست (دیوان پروین اعتصامی،ص 241) این قطعه دو شخصیت مسلط دارد؛یکی محتسب(قهرمان)و دیگری مست(ضد قهرمان بی‌بندوبار)."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.