Skip to main content
فهرست مقالات

پاسخهای دینی و اقناعهای عقلانی

مصاحبه شونده:

(7 صفحه - از 7 تا 13)

اصلاحات دینی و اصلاحات سیاسی و اجتماعی در جامعه ما دچار خلأ نظری است؛ زیرا اصلاحات دینی نیازمند تبیین نظریه‌ای در باب روش قرائت متون دینی است و اصلاحات اجتماعی نیازمند یک فلسفه اجتماعی و سیاسی است. متأسفانه در جامعه ما، در اصلاحات دینی و سیاسی، هنوز هیچ سخن و نظریه روشنی در باب روش قرائت متون دینی و فلسفه اجتماعی مدون نشده است. در دنیای امروز، پیامهای دینی را (در حوزه دین یا در اصلاحات دینی) نمی‌توان صرفا با آتوریته و صدور یک فتوای تعبدی به مخاطبان ارائه داد. اصلاحات بدون «عقلانیت» ممکن نیست. البته این عقلانیت با عقلانیت خودبنیاد متفاوت است.

خلاصه ماشینی:

"برای مثال، اصلاحاتی که در دین مسیحیت به وقوع پیوسته (پروتستانتیسم) در درجه اول اصلاحاتی بود که در حوزه دین رخ داد و پیشرفت این اصلاحات موجب تحولاتی در حوزه‌های اجتماعی و سیاسی شد، به طوری که فرهنگ جدید و واقعیات نعتی و اقتصادی جدید تا حدود زیادی ناشی از همان رفورماسیون بوده است. متأسفانه در جامعه ما، در اصلاحات دینی و سیاسی، هنوز هیچ سخن و نظریه روشنی در باب روش قرائت متون دینی و فلسفه اجتماعی مدون نشده است. متأسفانه در جامعه ما، در اصلاحات دینی و سیاسی، هنوز هیچ سخن و نظریه روشنی در باب روش قرائت متون دینی و فلسفه اجتماعی مدون نشده است. می‌پذیریم که عقل خودبنیاد در میان اکثریت ایرانیان جا ندارد ولی چرا برای سنجش عقلانیت مردم ما در واقعیات اجتماعی و سیاسی، سراغ این عقل خودبنیاد می‌روید؟ هرجا که انسان یا انسانهایی بتوانند در برابر انسانهای دیگر، سخن دیگر بگویند و برای سخنشان دلیل بیاورند، اینجا نوعی عقلانی بودن و عقلایی بودن وجود دارد. در گذشته ما، متناسب با سطح عقلانی و عقلایی مردم گفتگو و انتقاد سیاسی مطرح بوده است؛ برای مثال، نصیحت ائمه مسلمین مطرح بوده است که معنایش این است که می‌فهمم امام مسلمین اشتباه می‌کند. البته آنچه ایشان در باب تفاوت نگرش حقوقی اسلام و مسیحیت در احکام شرعی گفته‌اند، درست است؛ اما این سخن هرگز به این معنا نیست که حقوق اسلامی یک حقوق عرفی است که متناسب با شرایط اجتماعی و فرهنگی قابل تغییر است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.