Skip to main content
فهرست مقالات

بنیادهای کارآمدی در فرهنگ اسلام و غرب

مصاحبه شونده:

(9 صفحه - از 17 تا 25)

کلید واژه های ماشینی : کارآمدی در فرهنگ ،فرهنگ اسلامی ،کارآمدی فرهنگ اسلامی ،کارآمدی فرهنگ ،دینی ،مدرن ،فرهنگ دینی ،حاصل گفت‌وگوی خدا ،معرفت دینی ،سکولار ،کارآمدی فرهنگ غرب ،گفت‌وگوی خدا و انسان ،فرهنگ کارآمد ،فرهنگ غرب ،معنویت و اخلاق ،مددپور ،خداوند ،نفسانی ،گفت‌وگوی خدا ،آقای مددپور ،گفت‌وگوی تمدن‌ها ،ایمان و معنویت ،کارآمدی معرفت ،معنای قصد سیر ،سیر به‌سوی عالم ،خداوند باز ،حاصل ،فرهنگ غیر دینی ،نفسانی انسان ،حوزه‌های فرهنگ

فرهنگ در لغت به معنای قصد سیر به سوی عالم بالاست و فرهنگ در حقیقت حاصل گفت‌وگوی خدا و انسان است. کارآمدی فرهنگ در سه حوزه ظاهر می‌شود: معرفت، سیاست و هنر. فرهنگ کارآمد سناریوی علمی، سیاسی و هنری برای جهان می‌نویسد و زندگی در سایه این فرهنگ برای انسان معنا پیدا می‌کند. کارآمدی فرهنگ اسلامی در دو حوزه معنویت (و ایمان) و اخلاق (و عدالت) است.

خلاصه ماشینی:

"اما در تحلیل آقای مددپور، حوزه‌های فرهنگ بشری (علم، سیاست و هنر) نه در کنار دین و اخلاق بلکه در پرتو ارتباط انسان با حق‌تعالی و حقایق نهایی جهان تفسیر شده است و از همان آغاز راه را بر سکولاریسم بسته است. این‌که فرهنگ را «بیان آن وصلی که انسان با حق و حقیقت دارد» تعریف کنیم و حتی معتقد باشیم که «فرهنگ دینی و حتی فرهنگ غیر دینی (سکولار) به یک نسبت ولایی و باطنی به خداوند باز می‌گردد» پرسش‌های بسیاری را بر می‌انگیزد: چگونه بیان و توصیفی از ارتباط انسان با حق‌تعالی را می‌توان فرهنگ نامید؟ آیا به این بیان و وصف اگر به صورت فردی و تک‌گویی هم باشد، می‌توان فرهنگ اطلاق کرد یا لزوما فرهنگ باید به تفاهم جمعی برسد و ادبیات مشترک اجتماعی پیدا کند؟ آیا بیان شفاهی یا کتبی را فرهنگ می‌دانیم یا لزوما باید در علوم، رفتار، آداب، مناسبات اجتماعی و سیاسی و معماری و شهرسازی نیز تجلی کند. از آن‌جا که آقای مددپور به درستی فرهنگ را به سه حوزه علم، سیاست و هنر گسترش می‌دهد، پس نکته اصلی آن است که ارتباط آن اتصال با حق به این حوزه‌های فرهنگ به درستی تبیین گردد و نشان داده شود که چگونه از آن گفت‌وگوی خداوند با انسان می‌توان علم، هنر و سیاست دینی تولید کرد. اما این‌که ایشان فرهنگ غیر دینی و سکولار را به یک نسبت ولایی و باطنی با خداوند باز گردانده است، ریشه در یک تلقی خاص از عرفان محی‌الدین عربی دارد که جای بحث و تردید بسیار است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.