Skip to main content
فهرست مقالات

دیوانگان در آثار عطار

مترجم:

نویسنده:

(22 صفحه - از 129 تا 150)

کلید واژه های ماشینی : دیوانه، عطار، خدا، مصیبت‌نامه، داستان، دیوانگان در آثار عطار، بهلول، خداوند، کتاب، جامه، سخن، عشق، کودکان، مرد، جنگ، رجوع، مردم، شهر، لقمان سرخسی، بهلول دیوانه، لقمان سرخسی به جنگ خدا، لقمان آزادت، آثار عطار رابطه دیوانه، مصیبت‌نامه و اسرار نامه، دیوانگان با خدا، عشق به خدا، دیوانه‌های عطار، دیوانه عشق، فرید الدین عطار، کار

خلاصه ماشینی: "عطار داستانی نقل کرده است که اگر چه به مضمون داستان فوق است اما احساس گرمتری دارد؛دیوانه‌های عطار به رغم آن همه رنج، خدای خود را دوست دارند: یکی از دیوانه‌ای پرسید آیا خدا را می‌شناسی؟گفت چگونه او را نشناسم که مرا چنین آواره ساخته از شهر و خویشانم دور کرد و دل(عق)مرا برد و مرا تنها و مهجور گذاشت... دیوانه‌ای چون این مرگ و میر بزرگ را دید سر سوی آسمان کرد و فریاد زد:ای خدا!اگر برای این همه مردم روزی نداری، باری کمتر بیافرین!(منطق الطیر، 4/32؛صفحه 109 از این کتاب). این مجذوب در لو سرای زینب خانم(ساختمانهای سوخته دانشکده ادبیات دانشگاه استانبول نزدیک میدان بایزید)ایستاده بود که خادمان زینب خانم را با جامه‌های فاخر نفیس دید و روی به خدا کرد و گفت:ببین اینها خادمان خود را چگونه نگه می‌دارند تو از خادم خویش گونه نگهداری می‌کنی!نظیر این داستان را از بکتاشیان نیز نقل می‌کنند. این معنی را به نحو مؤثری در ارتباط با عشق به خدا می‌بینم: دیوانه‌ای در بیابان بود که چون جنون او را فرا می‌گرفت با خدای خود می‌گفت:اگر دوست داشتن پیشه تو نباشد باری من تو را دوست دارم، تو دوستانی مانند من فراوان داری، اما من بجز تو کسی را ندارم. پس از آن همه دشنام که داده بود ملول شد و گفت:خدایا!این گلخن تیره و تاریک بود و من هر آنچه گفتم سهو اشتباه بود و آن همه دشنام و ناسزا برای خودم بود!در اینجا عطار اندرز می‌دهد که اگر دیوانه‌ای چنین سخنانی بر زبان راند نباید با او جنگ و نزاع کرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.