Skip to main content
فهرست مقالات

گلچین لطائف از محاضرات راغب اصفهانی

نویسنده:

(16 صفحه - از 108 تا 123)

کلید واژه های ماشینی : معاویه، زن، مرد، نان، خدا، غلام، عربی، مأمون، حاجت، نماز

خلاصه ماشینی: "پرسید آن روز که نظر دادی من با علی(ع)جنگ تن به تن کنم چطور؟ عمروعاص گفت:مردی بلند مقام تو را به مبارزه طلبیده بود و تو در جنگ با او به یکی از دو حالت دست می‌یافتی، یا او را می‌کشتی و به حکومت می رسیدی و یا او تو را می‌کشت و زود به ملاقات خدا و شهدا و صدیفان می‌شتافتی!معاویه گفت:که این بالاتر هم هست!-نه! احمد گفت:مشغول همان کارهاست که بوده، دست از نااهلی بر نمی‌دارد!مأمون گفت به خدا که مرا بدو مشتاق ساختی و بدین گونه از ابراهیم خشنود گشت(2/196) آورداند که حضرت یوسف زندانیان را دعا کرد که خدایا با دل نیکان را براینان مهربان ساز و هیچ خبری را از اینان پنهان مدار!به همین سبب است که زندانیان اخبار هر شهری را از همه بهتر می‌دانند؛(2/197). نامه‌ای بدو نوشتم که من ادیبم و سخنور، زنگ گفته بود:بیچاره مگر تو را برای اداره دیوان رسائل می‌خواهیم!(2/206) @ مردی دختری را از طایفه‌ای خواستگاری کرده یکی گفت:اگربدانیم حق زن را می‌شناسی دختر را به تو می‌دهیم گفت:حق زن این است که مرد او را فراموش نکند، عیبش را باز نگوید، او را محتاج خانواده پدریش نسازد. سپس گفت:مرا سوار بر الاغی کنید که هیچگاه آدم بزرگمنشی روی الاغ نمرده است، و وای بر شعرا راویان بد خوان(2/496) @ احمقی به خانه همسایه رفت تا وفات زن وی را تسلیت گوید، گفت:خدا اجرت زیاد کند و آن مرحومه را بیامرزد که خوب روزی مرد، روز سه شنبه گفتند:ای احمق سه شنبه برای خون گرفتن خوب است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.