Skip to main content
فهرست مقالات

نگاهی به احوال و آثار محزون سمرقندی

نویسنده:

(7 صفحه - از 103 تا 109)

کلید واژه های ماشینی : شاعر، آثار محزون سمرقندی، محزون، محزون سمرقندی، غزل، شعر، ساقی‌نامه، مخمس، زمان زندگی محزون سمرقندی، شعرای دربار امیر عمرخان، دیوان، دربار امیر عمرخان، ادبیات تاجیک، عثمان کریموف، خوقند، زن، احوال و آثار محزون، تذکره‌ها، عرفان، بخارا، قرن نوزدهم، امیران خوقند و بخارای زمانش، ملا صدر الدین، خوقند و بخارای زمانش نام، امیر حیدر، نام محزون سمرقندی، کتاب ادبیات تاجیک، کریموف عثمان، محزون سمرقندی شاعر، دیوان شاعر ابیاتی

خلاصه ماشینی: "بنابر علت تنگدستی و سختی روزگار شاعر چندین مدت مجرد زندگی کرده است:عمر خواهی خوش اگر محزون مجرد زیستناز هوس زن می‌کند این خانه ویران آرزوجایی دیگر به مجردی خود اشاره و تأکید می‌کند که«یک سر قاقش(تنهایش)مدین کس بسیار»شده است:زندگی دیوار حاجت داشت در پیش نظررستنم مشکل که افکندست صد دیوار قرضورنه آزادم من از بند و تغافلهای زنبیشتر دارد به گردن مردم زندار قرضیک سر قاقم مدیون کس بسیار شدمی‌سزد هر دم زند بر فرق سر پیکار قرضگمان می‌رود که محزون تحصیل ابتدایی را در سمرقند گذرانیده و بعدا برای ادامه تحصیل به بخارا رفته باشد و شاید بعد از اتمام تحصیل با دربار امیر حیدر(1800-1826 م)ارتباط پیدا کرده باشد که در ساقی‌نامه از او یاد کرده است:کجا باشد حیدر فرخنده فرجاماز او تا ماند اینجا یک دو سه نامز علم و فضل و دانش بهره‌ور بودز قال و حال شیخان باخبر بودامیر حیدر پشتبان ادبیات تمایل دینی زاهدانه بود. محزون هنگام مسافرت تنها در فرغانه نزیسته، در شهرهای دیگر از جمله کیش(یکی از شهرهای آسیای وسطی الآن در ازبکستان)مدتی اقامت داشته است:مپرسید ای قدردانان سبب از غربتم اکنونکه محزون سمرقندی چرا از شهر کیش آمدمحزون هنگام مسافرت بیشتر در خوقند زندگی کرده و بعد از بازگشتن به وطن دیگر یاد غریبی نمی‌کند:ز غربت چون گدای دوستان این سینه ریش آمدمسافر کو برای دیدن اتباع خویش آمدجایی دیگر می‌گوید:ببر ده ز کف چون نازنینان سمرقندمنمی‌آید به خاطر غمزه خوبان خوقندمشاعر، بعد از به سمرقند آمدن، زن می‌گیرد و صاحب دختر، و پسری به نام عارف، می‌گردد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.