Skip to main content
فهرست مقالات

نقش نظام ساسانی در تخریب بنیادهای سیاسی و فرهنگی اشکانیان

نویسنده:

ISC (18 صفحه - از 187 تا 204)

کلیدواژه ها : اشکانیان ،اردشیر ،شاه پارس ،ساسانیان

کلید واژه های ماشینی : اشکانی ،ساسانی ،اردشیر ،سیاسی ،دولت ،شاهان ،ایران ،تاریخ ،پارس ،اردشیر بابکان ،نقش نظام ساسانی در تخریب ،اردوان ،دولت اشکانی ،ساختار دولت شکست‌خورده اشکانی دست ،شاه اشکانی ،فرهنگی اشکانیان ،حکومت ،فرهنگی ،تاریخ ایران ،نظام ،هخامنشی ،سلوکیان ،خاندان اشکانی ،دولت ساسانی و دولت اشکانی ،دین ،سقوط دولت اشکانی ،مسیر تاریخ ایران به‌وسیله دولتها ،یونانی ،خاندان‌های بزرگ اشکانی ،اردوان پنجم

نفی تاریخ گذشته در مسیر تاریخ ایران به وسیله دولتها به کرات پیش آمده است. ثبوت چنین ادعایی نیاز به شرح و تفصیل ندارد.فقط می‌توان اشاره نمود پس از اسکندر مقدونی(334-323 ق.م)که به تخریب ساختاری دولت هخامنشی پرداخت، اردشیر بابکان(244-242 م)را می‌توان رهرو دیگری یافت که در تخریب ساختار دولت شکست‌خورده اشکانی دست به اعمالی مشابه زد.علل چنین پدیده‌ای تا حدودی روشن است و در طول مقاله هم سعی شده است به آن پرداخته شود.در اینجا نیز سعی می‌شود به سه عامل اساسی آن اشاره گردد.

خلاصه ماشینی:

"1-فرایند رشد دولت مذهبی کوچک پارس از زمان قدرت اشکانیان تا سقوط این سلسله چگونه انجام گرفت؟ 2-تسامح اشکانیان تا چه حد می‌توانست به رشد چنین دولتی در بخش جنوبی ایران کمک نماید؟ 3-جهان‌بینی مذهبی-سیاسی ساسانیان در ایجاد یک مذهب واحد و یک دولت متمرکز، چگونه به تخریب آثار فرهنگی اشکانیان کمک نمود؟ ساسانیان در برخورد با پارت‌ها توفیق خاندان ارشک(آرشاک-اشک)در رسیدن به تاج‌وتخت که قدرت را به اتکای چند خانواده از نجبای قبایل«پرنی»به دست آورده بودند، به منزله پیروزی ایرانیان صحراگرد و متحرک و دورافتاده بر ایرانیان متمرکز و خانه‌نشین بود و به همین جهت«مغاکی که دو جامعه ایرانی را از یکدیگر جدا می‌کرد بسیار عمیق بوده و با وجود گذشت قرونی که پارتیان تاج و تخت را در دست داشتند هرگز این مغاک پر نشد» (22/ص 64 و 4/ص 112). اختلاف عمیق خاندانی که پیوسته سخت‌تر می‌گردید، تضادهای سیاسی در درون قدرت حاکمیت که به جنگ داخلی در درون خاندان اشکانی منجر شده بود، بحرانهای اقتصادی که جنگهای دایمی با امپراتوری روم آنها را دم‌به‌دم افزایش می‌بخشید، عدم توانایی دولت مرکزی که در آرامش بخشیدن به این قبیل بحرانها-به دلیل ویژگیهای سیاسی و تشکیلاتی خاص دولت اشکانی-ناموفق بود، نبودن یک قدرت نظامی واحد و عدم وجود اراده‌ای نیرومند برای پایان بخشیدن به مشکلات داخلی و برون مرزی کشور، اختلاف بین سران‌ نظامی و اداری دولت پارت که در اواخر آن عصر منجر به تجزیه سیاسی شدیدتری نسبت به گذشته شده بود و با پیوستن برخی خاندانها به مدعی سیاسی تازه-اردشیر ساسانی-موجب برتری تاکتیکی او بر اردوان پنجم اشکانی شد، سکوت برخی خاندان‌های دیگر در برابر جریان‌های سیاسی، به تدریج قدرت مرکزی اشکانی را تضعیف نمود و نابرابری اشکانیان را در برابر دشمن نوخاسته تشدید کرد و نتیجه آن شد که ساسانیان برآمدند و اشکانیان برافتادند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.