Skip to main content
فهرست مقالات

دگراندیشی بلاغی

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (10 صفحه - از 1 تا 10)

کلیدواژه ها :

بلاغت ،سکاکی ،دگراندیشی ،استعاره تبعیه ،استعاره مکنیه ،استعاره تخلییلیه

کلید واژه های ماشینی : استعاره، سکاکی، استعاره تبعیه، استعاره مکنیه، مکنیه، مشبه، استعاره تصریحیه تخییلیه، دید سکاکی لوازم استعاره مکنیه، استعاره تبعیه و مکنیه، تصریحیه تخییلیه و قرینه مکنیه

بلاغت در اسلام بیش از هزار سال تاریخ دارد.نظرات متفاوت و مختلف فیه در این فن بسیار ارائه شده است.سکاکی یکی از دگراندیشانی است که بیش از همه به نوآوری و نقل آرای مخالف جمهور، گرایش نشان داده است.در این مقاله به بعضی از آنها اشاره شده و سعی شده ماهیت نظریه سکاکی به زبانی ساده بیان گردد.اگر دشواری در تبیین مطلب دیده شود، زاده ایجاز و نفس بحث علمی است.در این مقاله درباره استعاره تبعیه و مکنیه از دید جمهور و سکاکی به نحو ایجاز سخن رفته است.

خلاصه ماشینی:

"سکاکی در واقع مشبه(مرگ)را در معنای خود به کار نمی‌برد تا حقیقت لغوی باشد(مثل جمهور)، بلکه آن را در معنای مشبه‌به(سبع درنده)به کار می‌برد، پس مجاز لغوی است و استعمال مشبه(مرگ)و اراده طرف دیگر(مشبه‌به، یعنی سبع)مبین استعاره مکنیه است و مرگ بدین تأویل، معنای حقیقی خود را ندارد آن‌طوری که در مثال:«مرگ فلانی نزدیک است»و قرینه این استعاره، چنگال است که بدان نسبت داده شده است. )این است توجیه سکاکی از استعاره تبعیه و اینک چند مثال فارسی را از این دید بررسی می‌کنیم:چمن حکایت اردیبهشت می‌گویدنه عاقل است که نسیه خرید و نقد بهشت(حافظ)توجیه:مطابق نظر جمهور می‌توان«حکایت کردن»را استعاره تبعیه از«دلالت کردن» دانست و«چمن»را قرینه آن و مطابق نظر سکاکی، «چمن»استعاره مکنیه است، یعنی شاعر در نفس خود چمن را به انسانی مانند کرده که حکایت می‌گوید، به قرینه «حکایت می‌گوید»، پس چمن مکنیه است(مکنیه با توجیه خود او)یعنی مشبه«چمن» ذکر شده و فردی از افراد انسانی ادعا شده(فرد ادعایی نه حقیقی)به دلیل نسبت دادن یکی از مختصات انسانی به چمن(حکایت کردن)، از سوی دیگر حکایت کردن وهمی (چون به چمن نسبت داده شده و چمن نمی‌تواند حکایت حقیقی بکند)به حکایت کردن واقعی مانند شده، سپس مشبه‌به(حکایت کردن واقعی)ذکر و مشبه(حکایت کردن وهمی)اراده شده است، پس استعاره تصریحیه تخییلیه است و خود، قرینه استعاره مکنیه(برعکس نظر جمهور). اما از نظر سکاکی«گل»به انسانی مانند شده که از مختصات او خنده است، یک تشبیه صرف نفسانی، بلکه ادعای اینکه«گل»فردی از افراد انسانی تلقی شده به دلیل نسبت خنده بدان، از سوی دیگر«خنده»واقعی و خارجی(مشبه‌به)ذکر و اراده خنده وهمی(مشبه)شده است(استعاره تصریحیه تخییلیه)باز می‌توان«گل بخندید»را استعاره بالکنایه(از دید جمهور)گرفت(گل به انسانی مانند شده که می‌خندد)و گل را مکنیه و اثبات خنده را بدان، تخییلیه(با توجیه جمهور)و قرینه آن دانست."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.