Skip to main content
فهرست مقالات

داستان وامق و عذرا و روایت حسینی شیرازی

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (18 صفحه - از 1 تا 18)

کلیدواژه ها : 1وامق-عذرا ،حسینی شیرازی ،داستان‌های عاشقانه ،داستان‌های یونانی در ادب فارسی ،سعاد ،سلمی

کلید واژه های ماشینی : وامق ،وامق و عذرا ،داستان وامق و عذرا ،روایت ،داستان ،سلمی ،عذرا و روایت حسینی شیرازی ،عاشق ،روایت محمد حسین شیرازی ،عشق ،سعاد ،پادشاه ،دختر ،حسین شیرازی از داستان وامق ،حسین شیرازی ،محمد حسین شیرازی دایه سلمی ،داستان عاشقانه وامق و عذرا ،یمن ،مثنوی ،ویژگیهای روایت محمد حسین شیرازی ،دایه ،طرسوسی ،وامق و عذرای عنصری ،محمد حسین شیرازی از داستان ،مثنوی وامق و عذرا ،جنگ ،داستان عاشقانه ،عنصری ،نسخه وامق و عذرای عنصری ،منظومه

داستان عاشقانه وامق و عذرا در ادب فارسی، به گونه‌های مختلف گزارش شده است.بنیاد این داستان را برخی یونانی، برخی ایرانی و بعضی عربی گمان کرده‌اند.گزارش‌های عنصری و طرسوسی قدیمی‌ترین گزارش‌هایی است که از داستان وامق و عذرا در زبان فارسی برجای مانده است.محمود لامعی، قتیلی بخارایی، صرفی کشمیری، شعیب جوشقانی، صلحی، موسوی نامی، ظهیر و حسینی شیرازی، از جمله کسانی هستند که این داستان را گزارش کرده‌اند.در گزارش حسینی شیرازی برای نخستین بار داستانوامق و عذراو داستان عاشقانهسعاد و سلمیدرهم آمیخته است.در این مقاله پس از معرفی داستان وامق و عذرا به سه موضوع زیر پرداخته شده است:1-بازشنسای و بررسی عناصر مشترک داستان وامق و عذرا در روایت‌های مختلف.2-گزارشی کوتاه از نه روایت بر جای مانده از داستان وامق و عذرا.3-بررسی ویژگیهای روایت محمد حسین شیرازی از داستان وامق و عذرا و تفاوت آن با روایت‌های دیگر.

خلاصه ماشینی:

"بهمن برای کشتن برادرش، بسیار توطئه می‌چیند اما در همه آنها شکست می‌خورد تا اینکه از این کار خود پشیمان می‌شود و عذرا با وامق ازدواج می‌کنند. یک شب دختر زیبارویی را در خواب می‌بیند و به او دل می‌بازد و سر به صحرا می‌نهد به همراه کاروانی به سوی کشمیر می‌رود و آنجا چشمش به عذرا می‌افتد-همان کسی که او را در خواب دیده است- عذرا نیز به او میل می‌کند و از ترس بدنامی وامق را به کار باغبانی وا می‌دارد و پیوسته برای دیدار او به باغ می‌رود. شاعر در پایان مثنوی پس از بیان انگیزه سرایش درباره اثر خود، این گونه داوری کرده است:زآتشی کاندر زبان افروختمچون لب خود جان یاران سوختمدوده‌ای دادم به خامه شعله‌خیزخامه شد برنامه‌ی دل شعله‌ریزدوده چون زآه دل غم کش گرفتخامه‌ام خاصیت آتش گرفتشد نی کلکم شرربار آن چنانکز تفش سوزد زمین و آسمانبوی خون می‌آید از گفتار منزآنکه خونخواری‌ست دایم کار منگر ندارد در رموز شاعریشعر من بر شعر یاران برتریزان بود کین خاطر شوریده حالدل نمی‌دادش که پیچد در خیالهر چه می‌آمد زغیبش بر قلممی‌زدش بر صفحه دفتر رقم(ب:8-4651)از ابیات پایانی مثنوی«وامق و عذرا»روشن می‌شود که مثنوی حسینی، نیز مدتی در تأخیر افتاده است، اما«نگار دلبر»شاعر، او را از خاموشی رهانده و به سرایش برانگیخته است:رفته بود از کف دل پیمان گسلنیم گفته مانده بود اسرار دلنه غمم را حاجت اظهار بودنه لبم را حالت گفتار بودبسته بودم لب چو مرغان قفساز فراق روی یار هم نفسناگهان آمد نگار دلبرمماه مهر آسا بت خوش منظرم..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.